بسیاری از سوالاتی که جوانان می پرسند قبلا پرسیده و به آنها پاسخ داده شده است 

 

1: آیا با وجود افتادنها  و سختیها، باز امید رسیدن به هدف هست؟

2: در کتاب مقدس به  چه نکات مفیدی در باره پایداری و استقامت  اشاره شده است؟
3: آیا کلام خدا صریحاٌ در مورد مواد مخدر به عنوان گناه اشاره می کند؟
4: آیا به گفته این آیه استفاده از آنها خدارا تجلیل می کند؟
5: آزادی از اسا رتها  به صورت آنی انجام می گیرد یا  تدریجی؟

6: آیا ثروتمند بودن گناه است؟
7: آیا خدا پول مارا احتیاج دارد؟

8: چگونه می توانیم عادتهای بد خود را ترک کنیم؟
9:چه طور می توانم از افسردگی آزاد شوم؟
10:
آیا شخص که قبلاٌ افسرده بوده، ممکن است دوباره به آن مبتلا شود؟
11:هویت خود را چگونه پیدا کنم؟

12:وظایف ما بعد از شناخت هویت خود به عنوان یک مسیحی و فرزند خدا چیست؟

13:چگونه  می توانیم در تاریکی یا مشکلات زندگی عکس العمل درستی از خود نشان دهیم؟

14: آیا بهترین درسها و تجربیات زندگی خود را در تاریکیها و سختیها یاد می گیریم؟

15: آیا می توان با شخص غیرایماندار ازدواج کرد؟
16: آیا دیتینگ یا رابطه آشنایی دختر و پسر برای یک شخص مسیحی درست است؟ و تا چه اندازه؟

17: چه سنی برای آشنایی دختر و پسر مناسب است؟
18: به عنوان یک مسیحی  در رابطه آشنایی و قبل از ازدواج به چه نکات  مهمی باید توجه کرد؟
19: آیا احساس تنهایی نشان دهندۀ این است گناهی در زندگی ما وجود دارد؟
20:
چه راه حلهای عملی وجود دارد تا یک شخص از تنهایی بیرون آید؟

21: چه عواملی باعث روی آوردن بعضی ها به اعتیاد می شود؟

22: آیا واقعاً امیدی  برای ترک اعتیاد وجود دارد؟

23: تلویزیون و رسانه های گروهی چه تاثیرات بدی بر ما می توانند بگذارند؟
24: به عنوان مسیحی تا چه حدی باید به تلویزیون و رسانه های گروهی وقت بدهیم؟

 

 

1:  آیا با وجود افتاد نها  و سختیها، باز امید رسیدن به هدف هست؟

بدون شک این سوال خیلی از ماهاست. چون که در طول زندگی مسیحی سفر خوبی را شروع کردیم ولی مدتی بعد به دلایلی افتادیم وفکر کردیم با تمامی سعی و کوششمان دیگر توان ادامه را نداریم. ولی به یاد داشته باشیم که ما تنها نیستیم که با این مشکل مواجه می شویم.

در کناب مقدس نمونه هایی از ایماندارانی مانند پطرس وجود دارد که ناامید و دلشکسته بود و خود را نالایق می دانست، ولی  وقتی که خداوند ملاقاتی تازه از او کرد، او بخشش خدا را چشیده، به شاگردی بسیار شجاع و مفید تبدیل گردید. حتی اگر ما از خود ناامید می شویم خداوند هرگز از ما نا امید نمی شود. در متی 12 : 20 می خوانیم که " نی خمیده را نخواهد شكست،و فتیلهٔ نیم سوخته را خاموش نخواهد كردو خواهد كوشید تا عدالت پیروز شود".

پس ما باید "هوشیار و مواظب باشید؛ زیرا دشمن شما ابلیس، چون شیری غُرّان به هرسو می‌گردد و در جستجوی كسی است كه او را ببلعد.   با قدرت ایمان در مقابل او بایستید، زیرا می‌دانید كه ایمانداران در تمام دنیا به همین زحمات دچار شده‌اند. امّا، پس از اینکه اندک زمانی رنج و زحمت دیدید، خدا كه بخشندهٔ تمام بركات روحانی است و شما را در مسیح دعوت كرده است كه در جلال جاودانی او شریک شوید، شما را كامل و ثابت قدم و قوی و استوار خواهد ساخت .( اول پطرس 5 : 8 – 9 )

وسوسه‌هایی است كه برای تمام مردم پیش می‌آید، امّا خدا به وعده‌های خود وفا می‌کند و نمی‌گذارد شما بیش از توانایی خود وسوسه شوید. خدا همراه با هر وسوسه‌ای راهی هم برای فرار از آن فراهم می‌کند تا بتوانید در مقابل آن پایداری كنید. (اول قرنتیان 10: 13 ).

 

  

2: در کتاب مقدس به  چه نکات مفیدی در باره پایداری و استقامت  اشاره شده است؟  

کتاب مقدس پور از آیاتی است که ما را برای پیشرفت در ایمان یاری می کند. و یکی از کلید های مهم برای به پایان رساندن آن هدفی که برایش خوانده شدیم، عبرانیان 12 است. در این باب،

پولس رسول ما را برای اتمام مسابقه این گونه  تشویق می کند:

"پس اكنون كه گرداگرد ما چنین شاهدان امین بی‌شماری قرار گرفته‌اند، ما باید از هر قید و بندی و هر گناهی كه دست و پای ما را بسته است، آزاد شویم و با پشتكار در میدانی كه در برابر ما قرار گرفته است، بدویم. به عیسی كه ایمان ما را به وجود آورده و آن را كامل می‌گرداند، چشم بدوزیم. چون او به ‌خاطر شادی‌ای كه در انتظارش بود، متحمّل صلیب شد و به رسوایی مردن بر روی صلیب اهمیّت نداد و بر دست راست تخت الهی نشسته است.  به آنچه او متحمّل شد و به ضدیّت و مخالفتی كه او از طرف گناهكاران دید، بیندیشید و مأیوس و دلسرد نشوید".  (عبرانیان 12: 1-3 )

او مانند یک مربی ورزشی برای رسیدن به آن هدف، 4 نکته مهم را بازگومی کند.

1. به یاد داشته باشیم که چه کسانی ما را احاطه کرده اند.

2. بار های سنگین را از خود جدا سازیم.

3. اعتماد خود را بر روح القدس که در درون ماست قرار دهیم.

4. چشمان خودرا به سوی هدف بدوزیم.

 

برای مطالعه بیشتر درس "مسابقه زندگی" را دانلود کنید. 

3: آیا کلام خدا صریحاٌ در مورد مواد مخدر به عنوان گناه اشاره می کند؟

کتاب مقدس هرگز مستقیماٌ به آن اشاره نکرده است. ولی چند اصولی است که به طور قطعی شامل آن می شود. اولاٌ کتاب مقدس می فرماید که  اجازه ندهیم هیچ چیزی بر  بدنهای ما تسلط یابد. اول قرنتیان 6 : 12 می گوید: "همه چیز بر من جایز است، اما همه چیز مفید نیست. همه چیز بر من رواست، اما نمی گذارم چیزی بر من تسلط یابد". بدون شک سیگار یا مواد مخدر نه  فقط زیان آور بلکه به شدت معتاد کننده است.

آیا مواد مخدر بر طبق این آیه برای ما مفید است؟

 باز در اول قرنتیان 6 : 19 – 20 گفته شده که: " آیا نمی دانید که بدن شما معبد روح القدس است که در شماست و آن را از خدا یافته اید، و دیگر از آن خود نیستید. به بهایی گران خریده شده اید، پس خدارا در بدن خود تجلیل کنید".

4: آیا به گفته این آیه استفاده از آنها خدارا تجلیل می کند؟

کتاب مقدس می فرماید: "پس هر چه می کنید، خواه خوردن، خواه نوشیدن، و خواه هر کار دیگر، همه را برای جلال خدا بکنید".     اول قرنتیان 10 : 31

بنا بر این آیات، ما باور داریم که استفاده از سیگارو مواد مخدرما  را به اسیری و گناه می کشاند.

5: آزادی از اسا رتها  به صورت آنی انجام می گیرد یا  تدریجی؟

خداوند در اشخاص مختلف به روشهای گونا گونی عمل می کند. افرادی هستند که وقتی خداوند آنها را ملاقات کرده، در همان لحظه از اعتیادی که داشتند بیزار شده، شفا یافتند. ولی در موارد دیگری اشخاص هستند که به طور تدریجی و با تکیه به کمک روح القدس و خواندن کلام خدا از اسارتهایشان آزاد شدند.

با این وجود که آزاد از اسارتها برای هر شخص به نوعی متفاوت می باشد، ولی خدا همیشه منتظر و آماده است هر وقت که تصمیم گرفتیم آزاد شویم، ما را یاری کند.

مهمترین کلید خواستن و قدم برداشتن به سوی خداوند است. بهترین دوا برای آنانیکه به طور  تدریجی سعی می کنند و باز تسلیم اعتیادشان می شوند، این است که باز تلاش کرده و هر روزه از خداوند برای همان روز  کمک بطلبند. واین کار را هر روز تکرار کنند و خداوند امین است به کمک کند.  چون می فرماید: " اگر به گناهان خود اعتراف کنیم او که امین و عادل است، گناهان ما را می آمرزد و از هر نادرستی پاکمان می سازد". ( اول یوحنا 1 : 9 )

 

برای اطلاعات بیشتر درس " غلبه بر اسارتها و اعتیادهای زندگی " را دانلود کنید.

 

6: آیا ثروتمند بودن گناه است؟  

نه،  ثروتمند بودن به خودی خود گناه نیست.  برای خداوند غلام امین بودن مهمتر از همه چیز است. امین بودن نسبت به تمام  برکاتی که  به ما داده است، چه کم و چه زیاد. طمع زیاد به پول می تواند تمام زندگی مارا کنترل کرده، اعتماد ما را از خدا گرفته و به سوی پول بکشاند.

۲۳عیسی به شاگردان خود فرمود: «بدانید كه ورود دولتمندان به پادشاهی آسمان بسیار دشوار است،  ۲۴باز هم می‌گویم كه گذشتن شتر از سوراخ سوزن آسانتر است تا ورود یک شخص دولتمند به پادشاهی خدا.»  ۲۵شاگردان از شنیدن این سخن سخت ناراحت شده پرسیدند: «پس چه كسی می‌تواند نجات بیابد؟»  ۲۶عیسی به آنان نگاه كرد و فرمود: «برای انسان این محال است ولی برای خدا همه‌چیز ممكن می‌باشد.»   (متی ۱٩ : ٢٤ – ٢٣ )

 کتاب مقدس می فرماید که ثروت مانع خطرناکی است برای رشد روحانی. چون ثروت کشش آهنربائی دارد که دوست داشتن آن انسان را خیلی راحت به وسوسه می اندازد.

"زیرا عشق به پول، سرچشمهٔ همه ‌نوع بدیهاست و به علّت همین عشق است كه، بعضی‌ها از ایمان منحرف گشته، قلبهای خود را با رنجهای بسیار جریحه‌دار ساخته‌اند". ( ۱ تبموتائوس ٦:۱۰).

اگر در چیزهای کوچکی که خدا به ما داده است امین باشیم، خدا نیز از ما در خدمت های بزرگ تر استفاده خواهد کرد.

 

7: آیا خدا پول مارا احتیاج دارد؟

خیر، خداوند صاحب تمامی دنیاست و تمامی آفرینش از او است. آن چه که خداوند می خواهد این است که، در برابر آن برکاتی که در زندگی ما داده، خود را مسئول احساس کرده، سخاوتمند باشیم. « با خوشحالی و سخاوتمندی نسبت به یکدیگر مهمان نوازی کنید. به عنوان کسی که برکات گوناگون خدا را یافته است. استعداد ها و عطایای خود را برای خیریت دیگران به کار برید.» ( اول پطرس ٤ : ٩ –  ۱۰ )

اگر در چیزهای کوچکی که خدا به ما داده است امین باشیم، خدا نیز از ما در خدمت های بزرگ تر استفاده خواهد کرد.

امروز خداوند نه فقط قسمتی از استعداد های ما را، بلکه تمام زندگی و تمام قلب ما را می خواهد. با پول و قدرت زیاد مسئولیت انسان نیز زیاد می شود. هرچه بیشتر به شما داده شود، بیشتر هم از شما انتظار خواهد رفت. چنانکه کتاب مقدس می فرماید:

« پس هرکسی که باید مطابق آنچه در دل خود تصمیم گرفته است، بدهد و نه از روی بی میلی و اجبار. زیرا خدا کسی را دوست دارد که با شادی می بخشد و او قادر است که هر نوع برکتی را بیش از نیاز شما عطا فرماید تا بتوانید دیگران را  با سخاوتمندی در امور خیر و نیکو بذل و بخشش کنید. او با سخاوت به نیازمندان می بخشد و خیرخواهی او تا به ابد باقی است. » ( دوم قرنتیان ٩ : ٧ – ٩)

برای اطلاعات بیشتر درس "پول و ثروت" را دانلود کنید.

 

8: چگونه می توانیم عادتهای بد خود را ترک کنیم؟

قدم مهم خواستن است. اگر واقعاً بخواهیم که ترک کنیم  پس آماده هستیم به هر قیمتی که شده از آن آزاد شویم.

سعی کنیم هدفی را مشخص کرده، هر روزه به طور منظم با خواندن کلام خدا و دعا، از خدا برای همان    

روز قوت بطلبیم. اگر حتی  دیروز موفق نشدیم نباید مایوس بشویم، بلکه از نو دوباره شروع کنیم.

هر روز برای همان روز دعا کنیم و متمرکز شکست دیروز یا موفقیتهای روزهای آینده نشویم. و گر چه کمی موفق شویم ولی هر روزه و به طور مکرر به تلاش خود ادامه دهیم. پولس رسول اینچنین تشویق می کند:

"...ولی تنها كار من این است كه آنچه را در پشت سر من قرار دارد فراموش كنم و برای رسیدن به آنچه در پیش است، بكوشم.  مستقیماً به طرف هدف می‌دوم تا جایزه‌ای را كه شامل دعوت خدا به یک زندگی آسمانی به وسیلهٔ عیسی مسیح است، به دست آورم."فیلیپیان 3 :13-14

 

9:چه طور می توانم از افسردگی آزاد شوم؟

عوامل مختلفی  هستند که  باعث افسردگی می گردد و برای آزادی از آن باید ریشۀ آن را پیدا کرد. چون این کمک می کند که شما چه روشی را برای رهای از آن انتخاب کنید.

اولین قدم مهم این  است که احساست خود را از دیگران  پنهان نکنید،  بلکه با یک دوست صمیمی، یا  یک مسیحی بالغ در میان  بگذارید. اگر دوستان افسرده دارید، سعی کنید برای مدتی از آنها دور باشید.

در جلسات کلیسای یا خانگی شرکت کرده با اعضای آنها در تماس باشید.

مهمتر از همه هر روز رازگاهان داشته، کلام خدارا مطالعه کنید. به جای افکار منفی که دیگران با شما چگونه رفتار می کنند، به این فکر کنید که خداوند شما را چه قدر دوست دارد و برای شما ارزش زیادی قایل است.

 سعی کنید وقتهای مشخص و منظمی را  برای خوردن و خوابیدن خود تعیین کنید. به موقع استرحت خود را داشته باشید و هم چنین به موقع ورزش خود را داشته باشید.  وقتی مشخسی را برای خواندن کلام خدا داشته باشید.

سرود های شاد و پرستشی گوش کنید .به یاد داشته باشید که اینها کاملاٌ فعالیتهایی  بر عکس  خواسته و امیالی شما است. ولی شما سعی کنید که با انجام منظم این فعالیت ها روحیه خود را بالا نگاه دارید.

 اگر هم یک روز خود را موفق احساس نکردید، زیاد ناراحت و تسلیم نشوید بلکی هر روزه با افکار مثبت شرو کنید.

 

10:آیا شخص که قبلاٌ افسرده بوده، ممکن است دوباره به آن مبتلا شود؟

داشتن تجربۀ افسردگی ممکن است شخص را دوبا ره به آن بکشاند، ولی این در مورد همه صدق نمی کند.

ممکن است با مشکلات جدی مثل از دست دادن شخص نزدیکی در خانواده، یا مریضی سخت، یا رویدادهای دیگر باعث افسردگی مجدد شوند. ولی مداوای درست و به مدت مناسب ، مهمترین عامل برای پیشگیری از آن است.  اگر بدون رسیدگی و راهی حل گذاشت، آن افسردگی ممکن سالها طول بکشد.

به یاد داشته باشیم که اگر بعد از رهایی از افسردگی باز به انجام فعالیتهای ذکر شده در نکتۀ قبلی ادامه ندهیم، دوباره زندگی برای ما بدون هدف و بی معنی می گردد، که احتمال مبتلا به افسردگی بسیار خواهد بود.

ولی از طرفی دیگر از خود انتظار بیش از حد هم نداشته باشیم که با کم آوردن در مقابل آن انتظارات غمگین شویم. بلکه انتظارات  خود را بررسی کرده، به  درجه ای  که برای ما قابل انجام است بگزاریم. و هر روزه سعی کنیم با مطالعه کلام خدا و دعا برای جلو گیری از افسردگی روزی خود را شروع  کنیم

برای اطلاعات بیشتر درس "افسردگی" را دانلود کنید.

 

11:هویت خود را چگونه پیدا کنم؟

انسانها معمولأ سعی می کنند که هویت خود را با افزایش دانش یا دارایی و در خیلی از چیزهای دیگر مانند روانشناسی، یا یوگا پیدا کنند.برای شناخت هویت و هدف انسان، ( ما که  مخلوق هستیم) اول باید خالق خود را بشناسیم. با شناخت خدای زنده بعنوان خالق خود است که می توانیم به طور درست هویتمان را بفهمیم و در غیر این صورت شناخت هویت و هدف انسان اشتباه و کاذب خواهد بود. خداوند ما را  با محبت بی‌ پایان خود آفریده و وقتی او را بعنوان پدر آسمانی و عیسی مسیح را بعنوان نجات دهنده خود می پذیریم، آن موقع هویت فرزند خواندگی خدا را داریم. وقتی که خدارا با تمامی قلب پذیرفتیم و او را لمس کردیم، عمیقا هویت خود را در او احساس خواهیم کرد. " امّا به همهٔ کسانی‌که او را قبول كردند و به او ایمان آوردند، این امتیاز را داد كه فرزندان خدا شوند  كه نه مانند تولّدهای معمولی و نه در اثر تمایلات نفسانی یک پدر جسمانی، بلكه از خدا تولّد یافتند". (یوحنا 1: 12-13

 

12:وظایف ما بعد از شناخت هویت خود به عنوان یک مسیحی و فرزند خدا چیست؟

 با خالق خود یک رابطۀ صمیمی و هر روزه ایجاد کنیم. با خواندن کلام او بیشتر او را و اراده اش را  بشناسیم تا بر طبق آن زندگی کنیم. به یاد داشته باشیم که مهمترین کلید اطاعت از احکام او است.

"اتّحاد در مسیح، زیرا ما ساختهٔ دست او هستیم و خدا ما را در مسیح عیسی از نو آفریده است تا آن كارهای نیكویی را كه او قبلاً برای ما مقدّر فرمود كه انجام دهیم، بجا آوریم" (افسسیان 2: 10)

 تکیه به این حقایق که او او خالق ما، مهیا کننده، نیکو، و پر از محبت است،ما را تشویق می کند که در محبت او همیشه پایدار بمانیم و حتی اگر بیافتیم، او همیشه آماده است تا ما را دوباره بپذیرد. به عنوان هیکل خدا، بدنهای خود را پاک نگاه داریم چون خدا از طریق روح القدس در ما ساکن است. کلام خدا دراول قرنتیان 3: 16-17  می فرماید: " آیا نمی‌دانید كه شما معبد خدا هستید و روح خدا در شما ساكن است؟  اگر كسی معبد خدا را آلوده سازد، خدا او را تباه خواهد ساخت؛ زیرا معبد خدا باید پاک و مقدّس باشد و آن معبد خدا شما هستید.

با وجود این که خداوند هر کدام از ما را برای خدمتی مشخص می خواند، ولی همۀ ما خوانده شده ایم که همدیگر را محبت کنیم و خبر خوش انجیل را به دیگران برسانیم

 

 13:چگونه  می توانیم در تاریکی یا مشکلات زندگی عکس العمل درستی از خود نشان دهیم؟

اولاٌ بدانیم که  در برابر سختیها، ناراحت بودن امری طبیعی است، و نباید خود را برای آن احساس سر زنش کنیم. ولی به عنوان یک ایمان دار سعی کنیم که آن احساس ناراحتی در ما ریشه ندواند، بلکه تلاش کنیم با کمک خداوند احساس خود را کنترل کنیم، تا بتوانیم بر سختی ها نیز غلبه پیدا کنیم. باید به یاد داشته باشیم که سختی ها نه فقط برای ما بلکه برای همه خواهد بود و خداوند اجازه نخواهد داد که هر شخص بیشتر از توانش مورد آزمایش قرار گیرد. روش های مختلفی برای به دست آوردن عکس العمل درست در سختی ها وجود دارند که در زیر به چند نمونه اشاره می کنیم:

هر روزه دعا کرده کلام خدا را  بخوانید  و در زندگی خود آن را به کار ببرید. بگذارید که افکار شما با کلام خدا پر شود. و از این طریق با روحیه ای  مثبت می توانید در برابر مشکلات، تصمیم درست و عکس العمل به جای را از خود نشان دهید.

 با خشم و کینه خود هر روزه بجنگید و نگذارید که زندگی شما را تحت کنترل خود درآورد.  اگر ناراحتی شما نبخشیدن شخصی است، از خداوند بخواهید که به شما قوت دهد تا برای آن شخص دعا خیر کنید و شما هم تصمیم بگیرید که ببخشید. در کلام خدا می خوانیم که :

" شنیده‌اید كه: 'همسایه‌ات را دوست بدار و با دشمن خویش دشمنی كن.'  امّا من به شما می‌گویم دشمنان خود را دوست بدارید و برای کسانی‌که به شما آزار می‌رسانند دعا كنید. " (متی 5 : 43 _44 ).

به عنوان یک مسیحی ما باید از کلام خدا اطاعت کنیم و همچنین با بخشیدن دیگران خودمان نیز از افکار منفی آزاد می شویم.

 

14: آیا بهترین درسها و تجربیات زندگی خود را در تاریکیها و سختیها یاد می گیریم؟

لزومأ نه. ولی درسهایی که در روشنایی یا در روزهای خوب یاد گرفتیم، در تاریکیها و مشکلات است که تجربه  عملی آن  را یاد می گیریم.  و آن موقع  است که آن درسها برای ما نه یک تئوری بلکه  تجربه ملموسی خواهند بود که باعث رشد ایمان ما می گردد. وقتیکه  تمرکز خود را از مشکل  خود  برداشته به خداوند         می دوزیم، آن موقع است که به او اجازه می دهیم که در ما کار کند. و خداوند با جواب دعا ها ایمان ما را قوی می سازد و در نتیجه یاد می گریم که در آن شرایط خداوند ما را ترک نکرده، بلکه با ما بوده است.

و حتی در آن زمان  با وجود مشکل ما ناراحت نیستیم بلکه می دانیم که خداوند با ماست.

این مثل دردی در بدن می ماند که با وجود ناراحتی از آن برای ما مفید است، چونکه به سیستم دفاعی بدن هشدار می دهد که قسمتی از بدن ما احتیاج  به توجه مبرمی برای درمان دارد. مشکلات و سختی ها نیز مثل درد بدن می مانند که وجود آنها لذتبخش نیست، ولی وقتی که  با کمک خداوند از آنها عبور کرده آن میوهای روح القدس را در خود خواهیم داشت و آن وقت است که می توانیم با دلیری حتی برای وجود آن سختی باز خدا را شکر کنیم.

"بلكه در زحمات خود نیز شاد هستیم. زیرا می‌دانیم كه زحمت، بردباری را ایجاد می‌کند  و بردباری موجب می‌شود كه مورد قبول خدا شویم و این امر امید را می‌آفریند.   این امید هیچ ‌وقت ما را مأیوس نمی‌‌سازد، زیرا محبّت خدا به وسیلهٔ روح‌القدس كه به ما عطا شد، قلبهای ما را فراگرفته است." (رومیان 5 : 3- 4)

 

چون که یاد گرفتیم که خداوند ما را هرگز ترک نمی کند، در تجربیات بعدی می توانیم بیشتر به خداوند توکل کنیم.

 

برای اطلاعات بیشتر درس "درسهایی در تاریکی" را دانلود کنید.

 

15: آیا می توان با شخص غیرایماندار ازدواج کرد؟

در جاهای مختلف کتاب مقدس خداوند به نحوی ما را هوشیار می سازد که مواظب  باشیم تا چه حد با بی ایمانان و افرادی که در تاریکی هستند شراکت داریم.

" از وابستگی‌های نامناسب با افراد بی‌ایمان دوری كنید. زیرا چه شراكتی بین نیكی و شرارت است و چه رفاقتی بین روشنایی و تاریكی"؟ دوم قرنتیان 6 : 14

 متاًسفانه افرادی بودند با این امید که یک روز آن دختر یا آن پسری که عاشق او هستند به عیسی ایمان خواهد آورد، این قدم را بر می دارند و رابطۀ دوستی ایجاد می کنند. ولی تجربه نشان داده  که اغلب این طور نشده و باعث ناراحتی و حتی کشیده شدن ایماندارن به گناه و لذتهای دنیوی شده است.

معمولاً  کسی که به عیسی مسیح ایمان ندارد طرز فکر، مشغولیت ها و تفریحات او خیلی متفاوت است با یک شخص ایماندار. ما باید سعی کنیم که به طور جدی در مورد این موضوع دعا کنیم و از خداوند راهنمایی  بخواهیم تا بتوانیم از خانوادۀ ایماندار یعنی کلیسا و جلسات خانگی خود شخص مناسب برای شریک زندگی خود انتخاب کنیم.

 

16: آیا دیتینگ یا رابطه آشنایی دختر و پسر برای یک شخص مسیحی درست است؟ و تا چه اندازه؟

کتاب مقدس در مورد آن صحبت نکرده، و برای همین بعضی از کلیسا ها آن رانمی پذیرند، ولی بعضی از آنها حد و مرز خاصی برای آن در نظر دارند. از نظر کلام خدا که همۀ ما برادر و خواهر هستیم، حتی وقتی که در مرحلۀ آشنای و با هدف ازدواج قدم می گذاریم، تا قبل از ازدواج باید خواهر و برادر باقی  بمانیم. با شخصی که برای آشنایی بیشتر وقت می گزاریم، به یاد داشته باشیم که در مرحلۀ اول آن شخص  خواهر ما است. همان طور که دوست داریم با خواهرمان رفتار کنند، با همان دید به آن شخص نگاه کنیم. و اجازه ندهیم که افکار دنیا که از طریق رسانه های گروهی سعی می کنند به خورد مان دهند که وقتی در رابطه آشنای هستیم، حتماٌ باید همبستر شویم ما را تحت تاثیر قرار دهد. معمولاً مردم در دنیا این آشنایی را فقط برای رابطه جنسی و خوشگذرانی  در نظر دارند که شهوات بدن خودشان  را ار ضا کنند. پولس رسول  در افسسیان 5 : 3 می فرماید هیچ ناپاکی در میان شما نباشد.

"و چنانکه شایستهٔ مقدّسین خداست، در میان شما چیزی دربارهٔ زنا و بی‌عفّتی‌های دیگر و طمع‌كاری بر زبان نیاید. "

 

17: چه سنی برای آشنایی دختر و پسر مناسب است؟

در بعضی از فرهنگها  والدین هستند که برای ازدواج  فرزندانشان، تصمیم می گیرند تا چه سنی و حتی کدام  شخص برای فرزندانشان مناسب است. در بعضی دیگر از فرهنگها خود دختران  و پسران هستند که  تصمیم می گیرند در چه سنی با همد یگر در این  رابطۀ آشنایی قرار بگیرند. متاًسفانه خیلی از نو جوانان در سنین پایین و  جوانان بدون مشورت و آگاهی از والدین خود در  این  رابطه قرار می گیرند که باعث بروز مشکلات بسیاری می شود. مهمترین نکته در داشتن رابطۀ آشنایی این است که  برای یک هدف مخصوص یعنی مسیری برای رسیدن به ازدواج باشد نه اینکه فقط  برای وقت گذراندن ، تفریح و خوشگذرانی های زود گذر. نمی توان دورۀ سنی خاصی را برای آشنایی و ازدواج در نظر گرفت، چون به یقین  شرایط افراد متفاوت با یکدیگر خواهد بود.

خیلی مهم است که مرد ها آن آماده گی را داشته باشند که بتوانند احتیاجات خانواده خود را برآورده کنند. هم چنین خانم ها هم در قسمت خودشان مسئولیت های خود را به درستی انجام دهند. اگر از لحاض روحانی  و مسایل دیگر هئوز آمادۀ ازدواج نیستید، پس آمادۀ این روابط هم نیستید.

 

 18: به عنوان یک مسیحی  در رابطه آشنایی و قبل از ازدواج به چه نکات  مهمی باید توجه کرد؟

1. خداوند در جای اول زندگی ما قرار داشته باشد.

خدا باید همیشه جای اول را  در زندگی ما داشته باشد، هیچ چیز یا کسی نباید جای او را در زندگی ما بگیرد، حتی شخصی  که دوستش داریم. اگر چنین باشد در دعا از خداوند بخواهید که فرد مناسب را برای شریک زندگیتان به شما نشان دهد. و همچنین مطمئن باشید که شخص مورد علاقۀ شما نیز عاشق خداوند است و خدا  جای اول را در زندگیش دارد. مبنای انتخاب شما فقط زیبایی یا ثروت آن شخص نباشد ، بلکه آن قلبی که برای خداوند  دارد.

2. مشورت  و راهنمایی صحیح از شبان کلیسا.

هر  چه قدر که آن دختر و یا  پسر را دوست داشته باشیم، و مطمئن باشیم که فرد خیلی خوبی است، مشورت و راهنمایی شبان خیلی کمک می کند که قدم درست را برداریم. ممکن است شبان با ما موافق نباشد، ولی مشورت صحیص را به ما بدهد، چون خودش نیز در این مورد تجربیاتی را دارد. برای همین باید سعی کنیم همیشه پیش کسی نرویم که با ما موافق و هم فکر باشد، بلکه در صورت عدم توافق با ما، مشورت و نظر درستی را ارائه دهد.

هر چه مشورت درست دریافت کنیم به همان اندازه نیز تصمیم درست برای ازدواج موفق را خواهیم گرفت. کلام خدا در امثال 12: 15 می فرماید:" مردم احمق خیال می‌کنند که همه ‌چیز را خوب می‌دانند، امّا مردم عاقل به نصایح دیگران توجّه می‌کنند". همچنین در 12: 14 می خوانیم: "راهی که فکر می‌‌کنی راست است، ممکن است به مرگ منتهی شود".

3.  پاکی و قدوسیت  در مرحله آشنایی.

همان طور که در سوال دوم اشاره شد که معمولاً مردم دنیا این آشنایی را فقط برای رابطه جنسی در نظر دارند ولی از نظر کلام خدا که همۀ ما برادر و خواهر هستیم، حتی وقتی که در مرحلۀ آشنایی و با هدف ازدواج قدم می گذاریم، تا قبل از ازدواج باید خواهر و برادر باقی  بمانیم.

 

"خواست خدا این است كه شما پاک باشید و از روابط جنسی نامشروع بپرهیزید.   همهٔ شما باید بدانید چگونه بدن خود را همیشه تحت كنترل داشته باشید و آن را پاک و محترم نگاه دارید". (اول تسالونیکیان 4 : 3 -4 ).

 

19: آیا احساس تنهایی نشان دهندۀ این است گناهی در زندگی ما وجود دارد؟

لزوماً نه. احساس تنهایی برای هر کسی ممکن است پیش آید، فقط نباید اجازه داد تا برای مدت زیادی زندگی ما را تحت تاثیر خود قرار دهد به طوری که باعث رنجش ما شود. در چنین شرایطی باید سعی کنیم تا علت تنهایی را در خودمان جستجو کنیم. ممکن است از دست دادن عزیزی باعث شده خود را تنها احساس کنیم حتی  با وجود بودن فامیل و دوستان در کنارمان. علت دیگری ممکن است تجربۀ تلخ رد شدن یا نپذیرفته شدن از طرف دیگران باشد، یا ممکن است خود را شایستۀ داشتن دوست نمی بینیم. و خیلی دلایل و شرایط های دیگری ممکن  است باعث بشوند که ما خود را تنها احساس کنیم. اگر هم گناه باعث تنهای ما نشده ولی باید خیلی مواظب باشیم چون در شرایط  تنهایی خیلی آسیب پذیرهستیم و به آسانی ممکن است به طرف گناه کشیده بشویم، مانند دوستی کردن با افراد ناباب که ما را به اسارت اعتیاد می کشانند.

با وجود تمام این دلایل این نکته را هم باید در نظر داشت که ممکن است گناهی در زندگی ما باشد که نتیجۀ آن دوری از خدا و احساس تنهای باشد. مثل خودخواهی، خود را از دیگران بهتر دانستن، غرور و غیره. و تمامی اینها با خود جدایی و تنهایی و قطع رابطه با خدا را دارد.

 

20: چه راه حلهای عملی وجود دارد تا یک شخص از تنهایی بیرون آید؟

اولاً سعی کنید که رابطۀ خود را با خداوند درست کنید. رابطۀ درست با خدا هر نوع احساس تنهایی را از بین می برد، چون خدوند انسان را طوری آفریده که مشتاق رابطه و مشارکت و با اوست؛ انسان نیز این احتیاج و نیاز را دارد که با خالق و آفریننده خود مشارکت داشته باشد. اگر آن رابطۀ را نداریم، هر چه قدر هم که دوستان داشته باشیم، یا هر شب  به کنسرت ها و کلاب های شلوغ برویم، احساس تنهایی همواره با ما خواهد بود. چون انسان همین طور که به رابطۀ دوستان احتیاج دارد، در وحله اول به رابطۀ  خالق خود احتیاج دارد.  ما آفریده شده ایم تا کسی را محبت کنیم و محبت ببینیم و احساس کنیم که دوستانمان و خانواده مان ما را محبت می کنند و ما نیز آنها را. ممکن است جواب روان شناسی این باشد که، وقتی احساس تنهایی می کنید، برای خلاصی از آن  به دوست یا آشنایان زنگ بزنید، یا با یک نفر آنقدر صحبت کنید تا از این احساس بیرون بیایید. ولی فراموش نکنیم که اشخاصی هستند که حتی در جمع دوستان نیز احساس تنهایی می کنند. با دوستان یا آشنایان که ایمان دار و دوست داران عیسی مسیح هستند در تماس باشید  تا به شما کمک کنند. سعی کنید، تنها نباشید، بلکه با دوستان خود برای تفریح و دعا  وقت داشته باشید.

 

21: چه عواملی باعث روی آوردن بعضی ها به اعتیاد می شود؟

اولاً به یاد داشته باشیم که شخص معتاد با این آگاهی که یک روز معتاد خواهد شد، به این کار دست نزده است، بلکه با تشویق دوستان یا برای فرار از مشکلات کم کم از انواع  گونا گون مواد مخدر استفاده کرده که در نهایت خود را در آن اسارت کشانیده است. این هشدار است برای همۀ انسان ها خواه ایماندار به مسیح و یا غیرایمانان که مواظب باشند تا به دام اعتیاد نیفتند و فکر نکنند که استفادۀ کم از الکل یا هر مواد مخدر دیگری هیچ تاثیری نخواهد داشت. چون از همان استفاده های کم است که انسان خود را در اسارت اعتیاد پیدا می کند. عوامل مختلفی وجود دارند که مردم را به اعتیاد می کشاند. کمبود یا نداشتن محبت از طرف خانواده، فامیل یا دوستان، شکستهای سنگین زندگی، داشتن دوستان نا معقول، یا حتی داشتن ثروت بسیار زیاد و پوچی در زندگی، انسان را به تجربۀ اعتیاد بکشاند. در این شرایط هست که یک شخص برای خلاصی از آن مشکلات رو به مصرف مواد مخدر می آورد و با آین فکر که فقط برای چند دفعه از آن استفاده می کند بدون این که بخواهد اسیر و معتاد آن مواد شده است.

در هر نوع شرایط زندگی که به سر می بریم، در دارایی بسیار که حتی هدف زندگی وجود ندارد، یا در ناچاری که نمی دانیم آیندۀ ما به کجا می انجامد، در مشکلات خانوادگی که در آستانۀ پاشیده شد ن است، تنها  یک راه حل وجود دارد و آن عیسی مسیح است. موادی که شاید برای مدت کوتاهی کمک کنند که مشکلات را فراموش کنید، در عین حال شما را بردۀ خود می سازد. ولی خداوند عیسی مسیح که جانش را به عنوان  قربانی کامل برای نجات و شفای ما بر روی صلیب داد، آرامش دائمی خود را به طور مجانی به ما می دهد. و او می فرماید: «بیایید نزد من ای تمامی زحمتكشان و گرانباران و من به شما آرامی خواهم داد.   یوغ مرا به گردن گیرید و از من تعلیم یابید، زیرا من بردبار و فروتن هستم و جانهای شما آرامی خواهد یافت،  زیرا یوغ من آسان و بار من سبک است.»  (متی 11 : 28 )

 

22: آیا واقعاً امیدی  برای ترک اعتیاد وجود دارد؟ 

بلی، خداوند قادر است ما را از هر نوع اسارت آزاد سازد. او با هر کس به حسب توانش رفتار می کند. شخصی هست که  با یک تصمیم جدی قلبش را به عیسی می سپارد و آزاد می گردد ولی فردی هست که مدتها طول می کشد تا بتواند با کمک روح و کلام خدا اعتیادش را ترک کند.  گرچه خداوند این قوت را به ما عطا می کند ولی نگاه داشتن آن آزادی به ما هم بستگی دارد. شخصی که در حال ترک اعتیاد است،باید از دوستان دنیوی خود دوری کند و به بدن مسیح یعنی کلیسا و ایمانداران بپیوندد. خود را جوابگو به یک دوست مسیحی؛رهبر و یا شبان کلیسا بداند. خود را هر روز با کلام خدا پر بسازد.چون  کلام خدا از هر نوع مواد یا دارو بهتر و موثرتر است. به ضعف های خود نه ، بلکه به پیشرفت خود بیاندیشید.

مست شراب نشوید، زیرا شراب شما را به سوی كارهای زشت می‌کشاند، بلكه از روح‌القدس پر شوید.

(افسسیان ۵:۱۸)

به عنوان یک مسیحی ایماندار یا کسی که توسط مسیح از اعتیاد آزاد شده، شاید بعضی از ما فکر کنیم که چون زیر شریعت نیستیم پس می توانیم کمی از الکل و چیز های دیگر با مسئولیت خود استفاده کنیم. ولی کلام خدا صریحاً در این مورد صحبت می کند.

همچنین اگر خوردن گوشت یا شراب یا انجام كارهای دیگر تو موجب لغزش یا رنجش دیگری شود، بهتر است از آن دست بكشی. (رومیان 14: 21)

«در انجام هر كاری آزادیم.» درست است، امّا هر كاری برای ما صلاح نیست. آری، همان‌طور كه می‌گویید در انجام هر كاری آزادیم، امّا هركاری مفید نیست.   هیچ‌کس در فكر نفع خود نباشد، بلكه در فكر نفع دیگران باشد".
 (اول قرنتیان 10: 23 ).

الکل باعث شده که خیلی از مردم بمیرند، سکتۀ قلبی کنند، خانوادها از هم پاشیده شوند، و به خطاهای گناه آلود دست بزنند. شما می توانید این لیست را ادامه بدهید. مشخصاً خیلی از مردم به خاطر مواد یا الکل  لغزش می خورند. ما سفیران مسیح هستیم، و باید مواظب باشیم که چه تصویری از خود ارائه می دهیم. آیا رفتار من باعث می شود که برادر تازه ایمان لغزش بخورد، یا مردم اطراف فکر کنند که من دنیوی هستم.

 

23: تلویزیون و رسانه های گروهی چه تاثیرات بدی بر ما می توانند بگذارند؟

هر نوع وسیله یا ابزار را می توان به طرز درست و مفیدی استفاده کرد. از رسانه های گروهی و تلویزیون نیز می توان برای افزودن دانش و اطلاعات استفاده کرد، ولی استفادۀ زیاد از حد از تلویزیون و کامپیتر می تواند فکر مارا فلج کند.اکثر برنامه های تلویزیون و فیلم ها  پیغام اشتباه و نا درستی را همراه با خود دارند. به ما چیز های بد را خوب جلوه می دهند مثلاً خشونت یا اخلاق نا درست مثل طلاق و مال دوستی و داشتن رابطۀ جنسی بدون ازدواج را تشویق می کند. معمولاً این برنامه های نا درست و غیر اخلاقی افکار بیننده گان را به  طوری که خودشان می خواهند شکل می دهد.

"ای دوستان، دربارهٔ هر آنچه راست، شریف، درست، پاک، دوست داشتنی، نیكنام و هرچه عالی و قابل ستایش است، بیندیشید".  ( فیلیپیان 4: 8

یکی از مهمترین هدیه های زندگی ما که وقت است را از ما می گیرد. به گونه ای که  به جای وقت گذاشتن با خدا، خواندن کلام خدا، وقت داشتن با خانواده، بیشتر وقتهای زندگی ما با نشستن جلوی تلویزیون از بین می رود.

استفادۀ زیاد از رسانه های گروهی باعث می شود که قابلیت تصمیم گیری و یاد گیری درانسان و مخصوصاً  در کودکان سست شود. فکر و ذهن و حتی جسم مارا تنبل می سازد و باعث می شود در ما مشکل قابلیت تمرکز به وجود بیاید.

آمار نشان می دهد که تاثیر مخرب رسانه ها در خانواده ها و اجتماع  بسیار زیاد و خطرناک است.

 

24: به عنوان مسیحی تا چه حدی باید به تلویزیون و رسانه های گروهی وقت بدهیم؟

به طور کلی نمی توان گفت که تا چه اندازه در روز باید در جلوی تلویزیون وقت گذاشت. ولی می دانیم نباید تمام یا بشترین وقتهای مارا به خود اختصاص دهد. نباید همیشه بر حسب عادت، وقتی بعد از کار یا مدرسه و انجام امور روزانه به خانه می رسیم، مستقیماً به سراغ  تلویزیون رفته و بقیۀ روز خودمان را در جلوی آن بگذرانیم.  برای سرگرمی و استراحت می توان زمانهای مشخصی  را صرف تماشای  فیلمهای درست و بدون خشونت کرد. ولی نباید این تنها وسیله برای اوقات استراحت ما باشد چون در تماشای بشتر برنامه های تلویزیونی  فکر و ذهن های ما استراحت نمی یا بد بلکه تسلیم برنامه های پخش شده می شود. تلویزیون باعث می شود که اشتیاق ما نسبت به مشارکت با خدا و خواندن کلام او سرد شود و در نتیجه افکار ما به جای کلام خدا با پیام های نا درست از رسانهای گروهی پرمی شود.

 

 

--------------------------------------------------------------------------

 

 

 

 

 

میدان زندگی

 

 

1- برای پیروی از مسیح در این میدان زندگی چه چیزی لازم است؟

پیروی از مسیح به یک میدان مسابقه تشبیه شده است که برای موفقیت در آن باید در برابر اعمال گناه آلود و روابط نادرست استقامت داشته باشیم. و همچنین:

1. به یاد داشته باشیم که چه کسانی ما را احاطه کرده اند.

2. بارهای سنگین را از خود جدا سازیم.

3. اعتماد خود را بر روح القدس، که در ما ساکن است قرار دهیم.

4. چشمان خود را به سوی هدف بدوزیم.

 

2- چه کسانی ما را احاطه کرده اند ؟ چرا؟

در این مسابقه قهرمانان ایمان ما را تشویق می کنند تا با قدرت این مسابقه را به پایان برسانیم. اشخاصی که در طول تاریخ  باوجود جفاها، سختی ها و ازمایش های زندگی توانستند پیغام نجات بخش عیسی مسیح را به مردم رسانده و این مسابقه را با پیروزی به پایان برسانند.

 

3- آیا می توان با بارهای سنگین به مبارزه ادامه داد؟

خیر. هیچ ورزشکاری با لباس یا وسایل اضافه، به میدان دو نمی آید. بلکه هر چیز اضافی را از خود جدا می کند. پس ابتدا باید بارهای اضافی خود را نظیر نبخشیدن، مشغول بودن با کارها و روابط نادرست، اسارت ها و غیره را از خود دور سازیم. وقتی که سرو صدای دنیا را خاموش کنیم، آن موقع قادر به شنیدن تشویقهای شاهدان خواهیم بود. به یاد داشته باشیم که آنها نیز از همان سختی ها وآزمایشهایی عبور کردند که ما امروز در پیش رو داریم.

 

4- آیا باید به تنهایی در این مسیر حرکت کرد؟

خیر.به یاد داشته باشیم که ما در مشکلات و تصمیم های مهم زندگی تنها نیستیم، بلکه روح القدس در کنار ماست و نه فقط  به ما نیروی استقامت، یعنی تحمل کردن، قوت بخشیدن وتشویق کردن می دهد بلکه همچنین ثمرات روح یعنی محبّت، خوشی، آرامش، بردباری، مهربانی، خیرخواهی، وفاداری،  فروتنی و خویشتنداری را نیزهدیه می کند . با تکیه به روح القدسی که در ما است، می توانیم جلوی وسوسه های این دنیا بایستیم.

 

5- برای پیروزی در این مسابقه چه چیزی را باید هدف خود قرار دهیم؟

وقتی هدف زندگیمان مسیح باشد، آن موقع می توانیم مسا بقه را با پیروزی به پایان برسانیم. زیرا مسیح به ما قوت می بخشد تا با استقامت پیش رویم. به گفته پولس، به آن چه که درعقب است نگاه نکنیم بلکه با اعتماد به روح القدس، از هر قید و بند گناه آزاد شده، با استقامت در میدانی كه در برابر ما قرار گرفته است، بدویم و فقط به عیسی چشم بدوزیم.

 

6- آیا لازم است حتماً مسابقه را به پایان برسانیم؟

بله. در پیروی از مسیح، به پایان رساندن مسا بقه خیلی مهم تر از شروع کردن آن است. کتاب مقدس پر از نمونه هایی است که شروع آنها خوب نبوده ولی با شکوه به پایان رسیده اند.

ابراهیم با دروغ شروع کرد ولی به عنوان پدر وفاداران تمام کرد. سا ره با نا زایی شروع کرد ولی به عنوان بزرگترین مادر دنیا تمام کرد. مریم مجدلیه دیو زده بود، ولی به عنوان اولین شاهید رستاخیز مسیح تمام کرد. پولس با جفا دادن به مسیحیان شروع کرد ولی به عنوان بهترین مبشر این دوره را به کمال رساند.

 

همجنس گرایی

 

1- نگرش یک مسیحی نسبت به همجنس گرایی چگونه باید باشد ؟ آن را گناه محسوب کند و یا عملی طبیعی؟

مسیحیان باید به این موضوع از دیدگاه کلام خدا نگاه کنند. خداوند بدون شک هم جنس گرایی را گناه به حساب می آورد. زیرا در ابتدا خداوند زن و مرد را آفرید تا با هم ازدواج کرده، یکی شوند. این به این معنی است که زن و شوهر همدیگررا کامل می کنند و نقشه خدا از این طریق عملی می گردد.

پس چون این عمل برخلاف آن چیزی است که خدا برای ما در نظر داشته است، پس گناه محسوب می شود.

 

2- چرا همجنس گرایی گناه به حساب می آید؟

از آنجایی که همه ما گناهکار متولد شده ایم ، پس به عنوان گناهکار، گناه را انتخاب می کنیم. یعنی ترجیح می دهیم  نسبت به خدا سرکشی و نافرمانی کنیم. اشخاص همجنس گرا نیز خود تصمیم می گیرند برخلاف آنچه خداوند مقرر کرده است انجام دهند.

 

3- چرا افراد همجنس گرا می خواهند به مردم بقبولانند که خداوند آنها را این چنین آفریده است؟

زیرا می خواهند نشان دهند که در این مورد هیچ تقصیری ندارند و مسئول جوابگویی به خداوند نمی باشند.  آنها از رویارویی با این حقیقت که گناهکارند می ترسند. اما باید بدانیم که همه ما گناهکار متولد شده ایم،  پس باید به حضور خداوند برویم و اعتراف کنیم که به منجی خود مسیح برای آزادی از گناهان محتاج هستیم.

 

4- آیا لازم است نسبت به افراد همجنس گرا دلسوز باشیم؟

اگر چه به عنوان یک مسیحی باید با دلسوزی و محبت به این افراد نگاه کنیم، اما درعین حال باید همجنس گرایی را گناه به حساب آوریم، زیرا اگر بیش از حد نسبت به آنها دلسوز باشیم، آنها هرگز به بد بودن گناهشان پی نبرده، نخواهند فهمید که محتاج آمرزش گناهان خود هستند.

5- راه آزادی از همجنس گرایی چیست؟

تنها راه و امید آزادی از این گناه،  پذیرفتن  مسیح به عنوان رهایی دهنده است. اگر فهمیده اید که رفتارهای گناه آلودتان لایق مجازات است، پس با ایمان به خداوند عیسی مسیح و با اعتراف گناهانتان از او بخواهید که شما را نجات بخشد. زیرا تنها و تنها نام عیسی مسیح می تواند شما را از هرگونه اسارت و گناه آزاد سازد.

"و در هیچ‌کس غیراز او نجات نیست زیرا که اسمی دیگر زیر آسمان به مردم عطانشده که بدان باید ما نجات یابیم."  اعمال 4 : 12

 

خون پاک مسیح هرگونه گناه، جرم  و لعنت را از بین می برد. به همه اشخاصی که به او ایمان دارند زندگی پاک هدیه داده شده است. مسیحیان در روز داوری با ردای راستی مسیح پیش خداوند حاضر خواهند شد. وقتی مسیح در روز سوم از مردگان قیام کرد، ثابت شد که قربانی او در نظر پدر خداوند قابل قبول واقع شده، پس او پادشاه آسمان و زمین است تا ابدالآباد.

 

"پس توبه وبازگشت کنید تا گناهان شما محو گردد و تا اوقات استراحت از حضور خداوند برسد."  اعمال 3 : 19

 

 

نجات یا مذهب

 

1- در رابطه با شناخت خدا چه تفاوتی بین کلام خدا و دیگر ادیان وجود دارد ؟

تمام ادیان می گویند که اگر خدا را می خواهید بشناسید، باید به دنبال او بروید. او درجایی خاص ساکن است و انسان باید به دنبال او برود، به امید اینکه روزی او را پیدا کند. کلام خدا می گوید که خداوند خود به جهان آمد تا انسان را پیدا کند. مسیح تجسم خدای نادیده است و تولد او در این جهان، مانند آمدن خود خدا به درون خلقت خود است.

" در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود وکلمه خدا بود. همان در ابتدا نزد

خدا بود. همه‌چیز به واسطه او آفریده شد و به غیر از اوچیزی از موجودات

وجود نیافت. " یوحنا 1: 1 – 3

 

" و کلمه جسم گردید و میان ما ساکن شد، پراز فیض و راستی و جلال او را دیدیم، جلالی شایسته پسر یگانه پدر. " یوحنا 1 : 14

 

2- کلام خدا درباره محبت خداوند چه می گوید؟

در ادیان دیگر خداوند قاضی است که انسان ها را فقط تنبیه و محکوم

می کند. و تنها راه جلب رضایت خدا این است که از طرق مختلف به او نشان دهیم که دوستش داریم. اما خدای کتاب مقدس، خدایی است که قبل از اینکه ما او را بشناسیم، او ما را دوست داشت. او خدای محبت است و ما را بدون شرط دوست دارد. اگر محبت او را بچشیم، زندگیمان کاملا عوض خواهد شد.

 

3- " فیض" به چه معناست؟

کلمه فیض در هیچ مذهبی مطرح نشده است و اگر هم مطرح شده باشد تنها به معنی مهر و محبت آمده است. اما معنی اصلی فیض در کتاب مقدس، بخشش بلاعوضی است که مجانی می باشد. مسیح با آشکار کردن فیض خود ما را از بند اسارت ها آزادی می بخشد.

 

4- از دیدگاه کلام خدا، آیا برای رسیدن به خداوند احتیاج به واسطه هست؟

ادیان مختلف می گویند که خدا دوراست و انسان از پیدا کردن خدا خسته و گیج می شود، پس لازم است از طریق یک واسطه، مانند کشیش، پیامبر یا فرشته به خدا برسد. اما کلام خداوند می گوید که خود خداوند بدون هیچ واسطه ای به ما نزدیک می شود. مسیح به صراحت می گوید که هیچ کس نزد پدر جز به وسیله خودش نمی آید، زیرا او تنها راه و راستی و حیات است. ( یوحنا 14 : 6 )

 

5- آیا از دیدگاه کلام خدا اطمینانی درباره زندگی جاوید بعد از مرگ وجود دارد؟ آیا حیات ابدی وجود دارد؟

کلام خداوند می گوید که در صورت توبه و پذیرش مسیح به عنوان نجات دهنده، زندگی بعد از مرگ ما توسط خود خداوند بیمه می شود. یعنی بعد از

با اطمینان کامل می دانیم که حیات ابدی را دریافت خواهیم کرد. پس دیگر لازم نیست بترسیم که پس از مرگ به کجا خواهیم رفت، زیرا نجات ابدی ما را به سوی حیات ابدی می برد.

 

6- آیا دین و مذهب می تواند ما را رستگار سازد؟

امروزه دین و مذهب مانند آینه ای است که انسان می تواند خود را در آن ببیند. به گفته ای، دین و مذهب، قوه مقننه دارند ولی قوه مجریه ندارند. دین می تواند شریعت را معین کرده، قوانین بگذارد اما هیچ کسی نیست که بتواند این قوانین را کاملا اجرا کند. به خاطر همین ما از دیدگاه خداوند گناهکار هستیم. خدا هرگز از کلمه دین در روز قیامت استفاده نخواهد کرد. اگر آنجا ظاهر بشوید و بگویید که یک شخص بودایی، مسلمان یا مسیحی بوده اید، خداوند خواهد گفت که اینها را نمی شناسد زیرا این ها چیزهایی هستند که شما خودتان درست کرده اید. از دیدگاه خداوند یک چیز مهم است که آیا ما گناهکار هستیم یا عادل و آیا پرونده ما پر از گناه است یا پاک.

در نظر خداوند همه ادیان یکسان هستند و اما او به این نگاه می کند که شما گناهکار هستید و یا پاک شده اید.

 

 

7- چه چیزی می تواند ما را از گناهانمان پاک سازد؟ آیا شریعت می تواند؟

دین و مذهب تا حدی می تواند شریعت و قوانین را به ما معرفی کند، ولی نجات از طریق عیسی مسیح است. مسیح دین جدیدی را به ما معرفی نکرد، بلکه گفت خود نجات عظیمی است که ما به او احتیاج داریم و اگر به او ایمان آوریم، حیات جاوید خواهیم داشت. شاید شما شخصی بسیار مذهبی هستید وشریعت را به موقع انجام می دهید. امروز تنها از طریق نجات عظیم عیسی می توانید آزاد شوید و زندگیتان عوض شود.

عیسی برای گروه خاصی به این دنیا نیامد. فقط باید به گناهان خود اعتراف کرده و با تمام ضعفهای خود، به پای صلیب مسیح بروید، در این صورت او شما را نجات داده و به زندگیتان هدف و ارزش می دهد.

" پس ما چگونه رستگار گردیم اگر از چنین نجاتی عظیم غافل باشیم؟ که در ابتدا تکلم به آن از خداوند بود و بعدکسانی که شنیدند، بر ما ثابت گردانیدند." عبرانیان 2 : 3

 

8- چرا نجات خداوند عظیم است؟

چون:

الف-خدا جسم پوشید و در میان ما آ مد تا ما را نجات دهد.

ب-خداوند محبت خود را نسبت به ما ثابت کرد.

ج-خداوند فیض خود را به ما آشکار کرد.

د-خداوند بدون هیچ واسطه ای به ما نزدیک می شود.

ه-خداوند، هدف زندگی و اطمینان حیات ابدی را به ما نشان داده است.

 

 

گناه

 

1- آیا انسان می تواند ادعا کند که بی گناه است؟

کلام خدا می گوید که همه گناه کرده اند و از جلال خدا قاصر می باشند.

(رومیان 3 : 23 ) و همچنین می گوید که اگر کسی بگوید که بی گناه است، خود را فریب می دهد و از حقیقت دور است. ( اول یوحنا 1: 8 -10 )

 

2- گناه به چه معناست؟

یکی از معانی گناه "هامارتیا" است یعنی کوتاه آمدن از معیارها و ارزش های خدا. کلام خدا در مورد گناه چنین می گوید:

" و هر که گناه را به عمل می آورد، بر خلاف شریعت عمل می کند زیرا گناه مخالف شریعت است."

معنی دیگر گناه تجاوز کردن از قوانین خدا است. اگرکسی چیزی خلاف خواسته و اراده خدا انجام دهد، گناه کرده است. (یعقوب4: 17) گناه

می تواند به صورت عمدی یا سهوی انجام شود. ( لاویان 4: 22و عبرانیان 10: 26)

 

3- آیا گناه درجات مختلفی دارد؟

مردم از گناه بزرگ و کوچک صحبت می کنند. درست است که نتیجه بعضی گناهان زود نمایان نمی شود، اما بالاخره گناه، گناه است. پیروی نکردن از قوانین خدا، گناه خوانده می شود زیرا ما را از خدا دور می کند.

انسان  با آگاهی تصمیم می گیرد گناه ورزد.

"زیرا هر که تمام شریعت را نگاه دارد و در یک جزو بلغزد، ملزم همه می باشد."  یعقوب 2: 10

 

4- اثرات گناه چیست؟

گناه باعث تباهی انسان می شود. او را گول زده، اسیر و غلام خود می کند.

گناه باعث نارضایتی خداوند می شود و او را محزون می سازد.

(عبرانیان 3: 17) در نتیجه گناه انسان را از خدا دور کرده و از او جدا می کند. (اشعیا 59: 1و2)

و همچنین مزد گناه موت است و به همان دلیل است که در این جهان، انسان ها یک روز می میرند.

 

5- آیا گناه قابل درمان است؟ آیا امیدی برای معالجه آن وجود دارد؟ آیا قربانی گردن می تواند گناهان ما را ببخشد؟

موضوع جدی و بزرگی مانند گناه، نیاز به داروی بزرگتری برای معالجه دارد. مسیح  می گوید:

" زیرا که این است خون من در عهد جدید که در راه بسیاری بجهت آمرزش گناهان ریخته می شود. " متی 26: 28

 

خون حیوانات برای آمرزش گناهان انسان کفایت نکرد، پس خدا پسر یگانه خود را داد تا خون پاک و بی گناه او برای آمرزش گناهان ما بریزد.

(عبرانیان 10: 1-3، یوحنا 1: 29)  مسیحیان با سلوک در نورخدا و

گناهان خود، خون مسیح را می پذیرند.  (اول یوحنا 1: 7-9)

 

پطرس رسول چنین می گوید : " توبه کنید و هر یک از شما به عیسی مسیح به جهت آمرزش گناهان تعمید گیرید..."  اعمال 2: 38

 

پس تنها راه آزادی از گناه، توبه کردن و پذیرش عیسی به عنوان نجات دهنده ماست. امروزخداوند با آغوش باز ایستاده و منتظر توست.

تو فقط باید قدم اول را برداری و به سوی او بازگشت نمایی.

 

 

 

کریسمس

 

1- کریسمس به چه معناست؟

کریسمس روزی است که خداوند فرزند خود عیسی مسیح را به انسان ها هدیه داد. خداوند این هدیه را در بسته بندی ساده ای به ما داد. مسیح  در جایی باشکوه به دنیا نیامد، بلکه  در آخوری کثیف و در وضعیتی سخت، تا ما بتوانیم منزل راحتی در آسمان داشته باشیم.

 

2- آیا ما سزاوار این هدیه خداوند هستیم؟

ما لایق این هدیه نبودیم زیرا گناه کار بودیم  و بر علیه خداوند عمل کرده بودیم. ما به عنوان انسان نمی توانیم به کسانی که ما را دوست ندارند خوبی کرده، هدیه بدهیم اما او به مایی که علیه او بودیم، پسر خود را داد، تا هر که به او ایمان آورد، نجات یابد.

"زیرا خدا جهان را آنقدر محبت نمود که پسر یگانه خود را داد تا هر که به او ایمان آورد، هلاک نگردد بلاکه حیات جاودانی یابد." یوحنا 3: 16

 

3- هدیه با ارزش خداوند بیان کننده چیست؟

هدیه با ارزش خداوند بیان کننده هدف و نقشه او برای ما انسان ها است.

خداوند از ابتدای آفرینش، نقشه نجات ما را تایین کرده بود. خدا از قبل تایین کرد تا مسیح به جهان آمده، بمیرد و رستاخیز کند.

مسیح با آمدن به این جهان، به ما نزدیک شد تا ما نیز به او نزدیک شویم. هدیه کریسمس به ما، عیسی مسیح است که برای گناهان ما مرد و به ما حیات ابدی بخشید. امروز اگر هدیه او را بپذیرید، حیات جاوید خواهید یافت.

 

 

 

 

 

 

 

زندگی پر ثمر در جوانی

 

1- چه کنیم تا زندگی جوانی ما پرثمر باشد؟

باید از وسوسه ها فرار کنیم و بدانیم که پس از توبه دیگر آن انسان کهنه نیستیم، بلکه در مسیح خلقتی تازه داریم. همچنین باید در تقدس و پاکی زندگی کنیم تا بتوانیم دید روحانی کافی داشته باشیم. مشورت از مشاوران روحانی و تکیه به کلام خدا نیز ما را در این راه کمک می کنند.

و از همه مهم تر اجازه دهیم روح القدس در ما کار کند تا زندگی پرثمری داشته باشیم.

 

2- آیا راهی برای فرار از وسوسه ها وجود دارد؟

بله. اگر ما نسبت به خداوند وفادار بوده، از او اطاعت کنیم، او راهی برای فرار ما از وسوسه ها آماده می کند. وسوسه ها همیشه خواهند آمد، اما این ما هستیم که باید با دعا و کمک خواستن از خداوند در برابر وسوسه ها ایستادگی کنیم.

 

3- واقعیت و ارزش تقدس در چیست؟

واقعیت و ارزش تقدس در خون زندگی بخش پسر خدا است. این خون منشا پاکی و خلوص می باشد. این تقدس زمانی به دست می آید که شخص چشم پاک بوده، جسم او در نور ساکن باشد و جان شخص به قدری پاک باشد که همه چیز را به وضوح، آن طور که هستند مشاهده کند. تقدس و پاکی  اخلاقی بالاترین معیارهای زندگی هستند.

 

4- به عنوان یک مسیحی هدف ما از زندگی چیست؟

برای یک مسیحی، دعوت الهی او باید مهم باشد. مسیح ما را نجات داد تا ما نیز باعث نجات دیگران شویم. ما این امتیاز بزرگ را داریم تا مانند مسیح به مردم خدمت کنیم. ما باید به دیگران پیام خوش انجیل را برسانیم و به آن ها بگوییم که خداوند به زودی سلطنت خود بر این جهان را آغاز خواهد کرد، پس همه باید با پذیرش دعوت مسیح، خود را آماده کنند. خداوند ما را دوست دارد و اگر ما محبت او را قبول کنیم، می توانیم او را دوست بداریم.

 

5- چطور می توانیم در خداوند رشد کنیم؟

با خواندن کلام خدا و گوش دادن به آنچه روح القدس در طی خواندن کلام به ما می گوید. خدا به ما وعده داده است که اگر طبق اراده او رفتار کنیم او ما را دختران و پسران خود می خواند. تنها با کمک و هدایت روح القدس می توانیم از انجام گناهان دست بکشیم و برای جلال نام خداوند خدمت کنیم.

 

6- از کجا بدانیم که چه چیزی گناه است و چه چیزی گناه نیست؟

 کلام خدا در  اول قرنتیان 6: 1 می گوید:

همه چیز برای من جایز است کلن هر چیز مفید نیست. همه چیز برای من رواست، لیکن نمی گذارم که چیزی بر من تسلط یابد."

همچنان که در این آیه می بینیم انسان می تواند هر چه دلش می خواهد انجام دهد، اما به عنوان یک مسیحی که زندگی خود را به خداوند سپرده ایم باید بدانیم که زندگی ما هدف خاص خود را دارد که همانا آن جلال نام خدا است.

پس قبل از انجام هرچیز به این فکر کنیم که آیا این کار باعث جلال خدا

می شود؟ آیا برای من مفید است؟ آیا باعث نجات دیگران می شود؟

اجازه ندهیم هیچ چیز بر ما تسلط داشته باشد بلکه بگذاریم روح القدس در ما کار کند و نشان دهد چه چیزی درست است چه چیزی اشتباه.

 

7- آیا مسیحیان واقعی آدم های دمده و بدون هیجانی هستند؟

زندگی واقعی با حضور مسیح معنی و مفهوم خواهد داشت. زندگی جوانان با حضور مسیح  نه تنها دمده و کسل کننده نیست، بلکه پر از شادی و خوشی است.

"کسی‌که با مسیح متّحد است، حیاتی تازه دارد. هر آنچه كهنه بود درگذشت و اینک زندگی نو شروع شده است."

دوم قرنتیان 5: 17

 

 

 

 

 

 

مرد و زن یکسان، اما متفاوت

 

1-  آیا کتاب مقدس نسبت به مرد و زن تفاوت قایل می شود؟

خیر. هر چند مرد و زن با هم تفاوت دارند، اما در نظر خدا یکسان  و برابر می باشند.  در کتاب مقدس می بینیم که چطور مسیح به هر دو گروه زن و مرد احترام گذاشته و با آنها هم صحبت می شد. مسیح برای زن سامری که 5 شوهر داشت و نیقودیموس که معلم مرد بود، وقت داشت وآن ها را دوست می داشت. این خود مثالی از محبت مسیح نسبت به مرد و زن می باشد. اگرچه مسیح 12 شاگرد مرد داشت اما پس از قیام خود اول به مریم نازل شد و از او خواست تا خبر قیامش را به شاگردان بدهد.

 

2- چرا باید شخصیت خود و جنس مخالف خود را بشناسیم؟

چون شناخت شخصیت خود و جنس مخالف به ما در تصمیم گیری ها، زندگی زناشویی ، دوستی ها و حتی  نقش ما در بدن مسیح، کمک می کند.

اگر شخص مقابل، خصوصیات و تفاوت های آنها را بدانیم، دیگر بر سر سلایق بحث و جدل نمی کنیم.

 

3- چرا خداوند مردها و هم زن ها متفاوت آفرید؟

ما باید به کار خداوند اعتماد کرده و بدانیم که دنیا بدون بودن مرد یا زن،  بسیار کسل کننده و یکنواخت می شد. و به یاد داشته باشیم که در اتحاد با مسیح عیسی همه ما فرزندان خدا می باشیم و هیچ تفاوتی میان مردها و

 زن ها وجود ندارد.

 

4- آیا کتاب مقدس درباره توانایی های مرد و زن صحبت می کند؟

بله. به طور مثال کتاب مقدس می گوید مردها باید هم در ازدواج، مسئولیت پذیر باشند و هم در زندگی روحانی و کلیسایی بتوانند محبت خادم- رهبر را که در باغ عدن به طور آشکار و بدیهی دیده می شود، منعکس کنند. محبت یک زن، در کنار حفاظت و تامین مایحتاج زندگی توسط مرد می تواند یک

کودک سالم پرورش دهد.

 

رابطه والدین وفرزندان

 

1-  آیا کلام خدا درباره احترام فرزندان به والدین سخنی گفته است؟

بله. احترام گذاشتن به والدین، یکی از احکام 10 فرمان است. " پدر و مادر خود را احترام کن تا عمر تو در سرزمینی که به تو می‌دهم طولانی شود." کلام خدا به صراحت می گوید که خداوند به کسانی که به والدین خود احترام می گذارند برکت می دهد.

"زیرا خدا حکم داده است که مادر وپدر خود را حرمت دار و هرکه پدر یا مادر رادشنام دهد البته هلاک گردد."  متی 15: 4

 

2- چگونه می توانیم با والدین خود رابطه ای نزدیک داشته باشیم؟

خیلی وقت ها فرزندان از والدین خود شکایت کرده می گویند که والدینشان آنها را درک نمی کنند و والدین بر این باورند که فرزندانشان به جای گفتگوی دوستانه با بحث و سرکشی به آنها احترام نمی گذارند.

اما برای داشتن رابطه ای نزدیک باید والدین وفرزندان بدون دعوا و تندخویی بتوانند با هم درباره احساسات و خواسته های خود یا احترام صحبت کنند.

 

3- آیا رابطه والدین و فرزندان رابطه ای یک طرفه است؟

خیر. بطه بین فرزندان و والدین، رابطه ای دو طرفه است. اگردر این رابطه، سهم خود رابه خوبی انجام دهیم، در نتیجه رابطه ما با والدینمان بهتر خواهد شد و مشکلات کمتری خواهید داشت. پس همه ما باید برای ایجاد رابطه والدین-فرزندان همکاری کنیم.

 

4- چه عواملی باعث ایجاد رابطه سالم بین فرزندان و والدین می شود؟

 عوامل زیادی باعث ایجاد رابطه سالم بین فرزندان و والدین می شود. به طور مثال در کنار احترام  گذاشتن و اطاعت والدین باید حتما مسئولیت پذیر و منظم باشیم. با آنها دوست بوده و همیشه درباره و احساسات و

خواسته هایمان صحبت کنیم. همیشه به یاد داشته باشیم که آنها ما را دوست دارند و موفقیت ما را می خواهند.

5- چرا باید به والدین خود احترام گذاشت؟

الف-عمرما بر زمین طولانی می شود.  (خروج 20: 12)

ب-برای ما نیکو خواهد بود. (تثنیه 5: 16)

ج-زیرا که این انصاف است.  (افسسیان 6: 1)

د- زیرا که این پسندیده است در خداوند. ( کولسیان 3: 20)

 

 

جفا

 

1- آیا کلا م خدا درباره جفا صحبتی کرده است؟

بله. کلام خدا می گوید:

"آری، همهٔ کسانی‌ که مایلند در اتّحاد با مسیح عیسی زندگانی خداپسندانه‌ای داشته باشند، رنج و آزار خواهند دید." دوم تیموتائوس 3: 12

کتاب مقدس می گوید که پیروی از مسیح کار آسانی نیست و باید خود را فراموش کرده صلیب خود را برداریم.( مرقس 8 :34 )

 

2- عکس العمل ما نسبت به رنج ها و جفاهای زندگی باید چگونه باشد؟

الف- استوار بوده و متحمل رنج ها باشیم.

ب- در خداوند شادی کنیم.

ج- محبت و بخشش پاسخ ما نسبت به جفا باشد.

د- بدانیم که بازگشت مسیح بسیار نزدیک است.

 

3- درصورت تحمل رنج ها و جفاها چه چیزی نسیب ما می شود؟

کلام خدا وعده داده است که اگر مسیح را در هنگام جفاها فراموش نکنیم، او ما را در آسمان به آغوش خواهد کشید و با او سلطنت خواهیم کرد. 

 "خوشابحال زحمت کشان برای عدالت، زیراملکوت آسمان از آن ایشان است.  خوشحال باشید چون شما را فحش گویند و جفا رسانند، وبخاطر من هر سخن بدی بر شما کاذبانه گویند. خوش باشید و شادی عظیم نمایید، زیرا اجر شما در آسمان عظیم است زیرا که به همینطور بر انبیای قبل ازشما جفا می رسانیدند." متی 5: 10

 خداوند وعده داده است که اگر جفاها و سختی ها را تحمل کنیم، او تاج عدالت را هنگام بازگشت خود به ما خواهد داد.

 

4- پاسخ ما به دشمنانمان چه باید باشد؟

ما باید دشمنان خود را ببخشیم و محبتشان کنیم. اگر چنین کنیم، همه خواهند دانست که کار تبدیل در ما صورت گرفته است و ما خدا را بهتر خواهیم شناخت.

 

 

                                                                                                          تنهایی

 

1- آیا تنهایی تنها به معنی دوری از لحاظ مسافتی از دیگران است؟

نمی توان گفت تنهایی احساسی است که فقط در هنگام دوری از دوستان و آَشنایان به انسان دست می دهد، بلکه تنهایی چیزی فراتر از این است. برعکس، اشخاصی هستند که خود را با بسیاری از دوستان و آشنایان احاطه کرده اند، ولی همچنان از تنهایی  رنج می برند. بنا براین، یک شخص می تواند هم در شلوغی و هم در جمع احساس تنهایی کند.  بعضی اوقات با بودن در جمع احساس تنهایی ما شدید تر شود.

 

2- آیا ممکن است تنهایی منجر به گناه شود؟

بله بیشتر مواقع تنهایی مثل پرتگاهی است که باعث می شود شخص سرانجام به نوعی وارد گناه شود. بسیاری ازمردم سعی می کنند که به کاباره ها، کنسرت ها، جاهایی مثل لاس وگاس بروند و یا با استفاده از مواد مخدر یا سکس، به نوعی از تنهاییشان کاسته شوند. بسیاری به چت روم های اینترنتی رجوع می کنند تا به نوعی خلا زندگی خو را پر کنند.

 

3- آیا ما انسان ها نیازمند توجه و محبت دیگران هستیم؟

بله، ما احتیاج داریم با کسی صمیمی شویم که ما را دوست داشته باشد. البته این رابطه باید دوطرفه باشد. همچنین دوست ما باید ما را آن طور که هستیم

بپذیرد و احساسات ما را درک کند. در مقابل خودمان هم نیاز داریم به

کمک کرده و برایشان مفید باشیم.

 

4- ریشه های تنهایی در ما چیست؟

الف- احساس طرد شدگی و عدم پذیرش

ب- احساس نا امنی

ج- واقعه ای غم انگیز و از دست دادن شخصی نزدیک

د- غرور و خود خواهی

 

5- چرا پایان روابط و دوستی ها باعث می شود ما احساس تنهایی کنیم؟

چون وقتی رابطه ای به پایان می رسد، شخص احساس می کند همه او را طرد کرده اند و نسبت به او بی توجه هستند. پس احساس حقارت به سراغش می آید و فکر می کند هیچ کس حاضر نیست او را بپذیرد.

 

6- احساس بی ارزش بودن چگونه می تواند باعث تنهایی شخص شود؟

برخی از مردم همیشه خودشان را از دیگران پایین تر و کم ارزش تر

 می پندارند، به همین دلیل می ترسند با کسی ارتباط برقرار کنند و همیشه خود را درون دیوارهای تنهایی حبس می کنند.

 

7- غرور و خودخواهی چگونه می تواند باعث احساس تنهایی شود؟

برخی انسان ها آنقدر مغرور هستند که خودشان را از همه بالاتر و بهتر

 می دانند و هیچ کس را لایق دوستی نمی دانند. پس چنین افراد همیشه در تنهایی به سر می برند، چون خودشان نمی خواهند با دیگران ارتباط برقرار کنند.

 

 7- آیا تنهایی می تواند باعث بیماری شود؟

بله، تنهایی نه تنها می تواند منجر به گناه شود، بلکه همپنین می تواند باعث

بیماری ها و حتی خودکشی ها شود. آمار روانشناسان و بیمارستانها نشان داده است که ریشۀ اصلی بیشتر بیماری ها در تنهایی است. امروز بسیاری از انسان ها در نتیجۀ تنهایی دست به خود کشی می زنند. به دلیل تنهایی، بعضی ها با کم خوابی یا پر خوابی، کم خوری یا پر خوری مواجه می شوند

و یا اسیرالکل و مواد مخدر شده، با مشکلات بزرگتری روبه رو می شوند.

8- چه کسی می تواند ما را کاملا درک کرده از تنهایی آزاد کند؟

تنها نیاز ما برای رفع  تنهایی عیسی مسیح  است. خود عیسی مسیح طعم تنهایی را چشید وهمین باعث می شود که او درد من و تورا وقتی که تنها هستیم  درک کند. عیسی مسیح به این زمین آمد تا مارا از گناهانمان آزاد سازد و او برای گناهان ما بر روی صلیب تنهایی را تجربه کرد.

(اشعیا 53 : 3) وقتی که عیسی مسیح مصلوب می شد، گفت که :

 "پدر پدر چرا مرا ترک کردی؟ "

او تنهایی را لمس کرد و درد تنهایی را کشید. به همین دلیل او درد تنهایی را درک می کند. عیسی مسیح دوستی است که از برادر چسپنده تر است.

 

8- چرا عیسی مسیح می تواند ما را از تنهایی برهاند؟

امروز ما به دوستانی احتیاج داریم که بتوانیم آن ها را دوست داشته، با آن ها رابطۀ نزدیک داشته باشیم. عیسی مسیح دقیقاً همان شخص است. او گفت که من شما را خدمتگزار خود نمی دانم بلکه دوست خود می خوانم و هرگز شما را ترک نخواهم کرد. عیسی مسیح به ما به عنوان اعضای بدن خود احتیاج دارد. او به ما احتیاج دارد چون ما بدن او هستیم. ما دستهای او، چشمان و دهان او در این دنیا می باشیم. او تک تک ما را با اسم می شناسد و ما را

می خواهد.

 

9- پس چگونه می توانیم با مسیح دوستی کنیم؟

حتی اگر هیچ کس ما را درک نکند، عیسی همیشه با ما است و ما را درک می کند. او بهترین دوست ماست که در هر شرایط کنار بوده به ما کمک

می کند. تنها کافی است به دعوت او برای دوستی پاسخ مثبت بدهیم و زندگی خود را را با دعا  به کسی بسپاریم که برای ما آنقدرارزش قائل است که حاضر است با محبت بی حد خود، ما را از هر گناه، احساس تنهایی  و یاس آزاد کند. او می تواند با محبت خویش تنهایی و خلا انسانها را پر سازد.

 

 

 

 

 

پرنوگرافی

 

 

1- چرا اشخاصی که اسیر پرنوگرافی هستند زندگی دوگانه ای دارند؟

چون این اشخاص در مجامع عمومی ظاهر می شوند و کارهای عادی و زندگی معمولی خود را دارند. مانند کلیسا رفتن و رابطه شان با خدا.

اما بخش دیگر آن،زندگی خصوصی، در خلوت و تنهایی آنهاست که هیچکس از آن خبر ندارد، دنیایی که در آن ساعات خود را صرف پرنوگرافی و نگاه کردن به صحنه های مبتذل می کنند.

 

2- آیا می توان از این اسارت آ زاد شد؟ قدم اول برای ازادی از این اسارت چیست؟

بله. اولین قدم برای رهایی از این اسارت این است که خودتان بخواهید از آن آزاد شوید.

 

3- قدم های اصلی برای آزادی از این اسارت چیست؟

الف-  روبه رو شدن با وقایع

ب- نجات روحانی

ج- ناتوانی های خود را قبول کرده از خداوند کمک بخواهید

د- قدرت دعا

ه- خواندن کلام خدا و حفظ آیات

ی- نسبت به کسی جوابگو باشیم

 

4- چرا و چگونه باید با این واقعیت روبه رو شویم؟

همه گناهان در مقابل خدای قدوس گناه جدی به حساب می آیند و او نسبت به آنها عکس العمل نشان می دهد.  پس  قدم اول این است که اعتراف کنیم گناهکار هستیم. سپس خود را با تمام وجود به خداوند بسپاریم تا ما را از لحاظ روحانی عوض کرده، گناهانمان را پاک سازد.

 

5- چه کنیم تا خداوند ما را از لحاظ روحانی تقویت کند؟

ابتدا باید فروتن شویم و از خودخواهی و غرور دوری کنیم تا خداوند ما را

از لحاظ روحانی تقویت کند و در نتیجه ثمرات روح مانند محبت، خوشی، سلامتی و ... در  ما دیده شوند.

 

6- دعا چیست و چه تاثیری بر زندگی ما دارد؟

دعا یعنی گفتگو با خدا و خالق خود و رابطه فرزند با پدر. خداوند به ما به عنوان فرزندان خود نگاه می کند. محبت خدا بی قید و شرط است و هرگز به خاطر ضعف هایمان کم نمی شود.  فراموش نکنیم که دعای هر روزه نقش بسیار مهمی دارد و اسلحه ایمانداران برای مقابله با گناه  و

وسوسه های این دنیا است.

 

7- چگونه باید دعا کرد ؟

الف- اعتراف به گناهان خود  

ب- اعلان به دنیا

ج- صورت خداوند را بطلبید تا به شما زندگی با معنی بدهد.

د- بدن خود را به عنوان قربانی زنده به خداوند بدهید.

ه- پرستش  خدا.

ی- شکرگزاری خداوند به خاطر فیض، بخشش مجانی و جواب دادن به دعاها.

و- از خداوند کمک بخواهید تا شما را برای زندگی پاک کمک کند.

 

8- خواندن آیات کتاب مقدس به ما چه کمکی می کند؟

حفظ کردن آیات کتاب مقدس به ما کمک می کند تا بتوانیم در مقابل وسوسه های دنیای پرنوگرافی بایستیم. خواندن هرروزه کلام خدا باعث می شود ستون های زندگی ما استوارتر شود. و این کار باید به بخشی از زندگی ما تبدیل شود.

 

9- راه های عملی دیگر برای آزادی از پرنوگرافی چیست؟

باید این مشکل خود را به طور صادقانه  با دوستی با ایمان و یا همسر خود در میان بگذارید تا بتوانید با آنها دراین رابطه صحبت و دعا کنیم.

اگر در قسمت اینترنت پرنوگرافی ضعیف هستید، می توانید اینترنت خود را درمقابل این سایت ها قفل کنید. اگر امروز پرنوگرافی از طریق تلویزیون و یا ماهواره وارد منازل شما می شود، احتیاج است که این کانال ها را ببندید و از یک عضو خانواده بخواهید در این رابطه مسئول شما باشد. تغییر در عادات روزانه می تواند شما را از وسوسه دور نگاه دارد. بعضی اشخاص وقتی همه اعضای خانواده خواب هستند، به سراغ کامپیوتر رفته با تصاویر پرنوگرافی مواجه می شوند. باید تصمیم بگیرید که آن عادت را ترک کنید.

خجالت نکشید زیرا هشیار بودن در برابر پرنوگرافی نشانه ضعیف بودن نیست بلکه بیانگر این است که شما می خواهید آزاد شوید. چشمانتان  را از دیدن بطالت برگردانید.  از دیدن مجلات وسوسه انگیز و تبلیغات تلویزیونی مبتذل دوری کنید. اگر در کامپیوتر خود عکس ها و کلیپ های پرنوگرافی دارید، آنها را از بین ببرید.

 

 

 

بدعتها و فرقه های منحرف

 

1- چرا باید بدعتها و فرقه های منحرف را بشناسیم؟

چون این فرقه همیشه سعی می کنند به نام مسیحیت خود را در میان مردم محبوب کنند. آنها مردم را گول می زنند. متاسفانه برخی از مردم چون اطلاعات کافی از کلام خدا و مسیحیت ندارند، پس خیلی راحت گرفتار این فرقه های منحرف می شوند و فکر می کنند اینها همان چیزی است که خدا در مسیحیت می گوید. پس باید هشیار و بیدار باشیم و با شناخت این

 فرقه های منحرف از آنها دوری کنیم.

 

2- اصول اساسی در مسیحیت چیست؟

الف- کلام خدا تنها مرجع اصلی و نهایی است.

ب- ایمان به الوهیت و خدا بودن عیسی مسیح.

ج- ایمان به اینکه مسیح از مریم بامره متولد شد، بر صلیب مرد، از مردگان قیام کرد و یک روز بازخواهد گشت.

د- ایمان به نجات توسط  فیض که هدیه ای است از طرف خدا.

ه- ایمان به تثلیث یعنی خدا یک شخص است در سه شخصیت خدای پدر،   

خدای پسر، خدای روح القدس

 

3- چه تفاوتی بین مسیحیان واقعی و فرقه های منحرف در رابطه با عیسی مسیح وجود دارد؟

ما ایمان داریم که عیسی مسیح، خداوند و تنها راه نجات انسان است. اما بعضی بدعت ها تعلیم می دهند که نجات نه تنها توسط مسیح بدست می آید بلکه علاوه بر آن، به وسیله راه بی نظیر و کوچک آن ها و یا می گویند برای رفتن به آسمان احتیاج به چیزهای دیگری غیر از نجات هست. بدعتهای دیگری هستند که به طور کلی، نجات توسط مسیح را قبول ندارند. آن ها ممکن است حتی مسیح را با معلمین مذهبی خود و شخصیت های تاریخی مشهور برابر نمایند. سریع ترین راه تشخیص یک بدعت و فرقه منحرف این است که آن ها چه نظر و عقیده ای در مورد مسیح دارند.

 

 4- رهبر مسیحی واقعی چه خصوصیاتی دارد و رهبران بدعت ها چگونه هستند؟

رهبر واقعی یک هدف عمده دارد و آن جلال دادن خداوند عیسی می باشد.

فرقه های منحرف، اغلب یک مرد یا زن را که در صدد بدست آوردن قدرت، ثروت و فریب مردم هستند به عنوان مرکز خود قرار می دهند.

آنها تنها به فکر جلال خودشان هستند و از مردم درخواست های غیر معقولی دارند. به طور مثال در کلیسایی منحرف رهبر آنها خواست تا پیروانش با او بمیرند.

 

5- خصوصیات یک شبان و رهبر واقعی چیست؟ و چه تفاوتی با رهبران فرقه های منحرف دارد؟

یک شبان واقعی، هر کار ممکنی برای رشد سریع اعضاء خود انجام می دهد. او نه تنها از یافتن بهترین تعالیم لازمه برای اعضاء خود کوتاهی نمی کند، بلکه سعی می کند مردم را به طرف رشد روحانی سوق دهد.

بعضی فرقه ها، اعضاء خود را کاملا به خود وابسته می کنند طوری که آن ها توانایی مستقل بودن و تصمیم گیری را از دست می دهند. در این موارد اغلب از روش شستشوی مغزی استفاده می شود، تا اعضا را تبدیل به آدم آهنی کنند.

 

6- آیا شاهدین یهوه جزو فرقه های منحرف هستند؟

بله. این گروه منحرف قصد دارد مردم را از حقیقت دور کند و مسیح را به عنوان خداوند و نجات دهنده نمی پذیرند، بلکه  تنها به عنوان یک فرشته. به نجات، به عنوان هدیه ای مجانی از طرف خدا اعتقاد ندارند. آن ها تثلیث را نمی پذیرند و فقط به یهوه ایمان دارند. در حقیقت کتاب آن ها، کتاب مقدس نیست زیرا آیات زیادی از آن را تغییر داده اند تا اعتقادات خود را بهتر مورد تائید قرار دهند.همچنین آن ها اعتقاد دارند که تنها 144 هزار به بهشت خواهند رفت!

 

7- چرا مورمون ها جزو فرقه های منحرف هستند؟

زیرا تعالیم کاملا غلطی دارند. به اعتقاد آنها خدا توسط یک زندگی عادلانه به مقام برتر رسید و ممکن است روزی این قدرت را از دست بدهد. مورمون ها هم چنین تعلیم می دهند که خدای پدر، دارای یک بدن جسمانی واستخوان است. مورمونیزم معتقد که است مثل همه ما مسیح و شیطان، قبل از اینکه روح مسیح توسط مریم در بیت لحم جسم بپوشد، برادران روحانی و فرزندان خدا بودند.

مورمون ها به یک ارتداد ایمان دارند. آن ها اعتقاد دارند که پس از مرگ اولین رسول، کهانت بر روی دنیا از بین رفت. هیچ شخصی از طرف خدا نبود که کلیسا را رهبری کند. دنیا در تاریکی روحانی به سر می برد.

اینها همه ثابت می کند که مورمونیزم یک فرقه کاملا غلط است.

 

8- چه کنیم تا گرفتار این فرقه های منحرف نشویم؟

 باید حتماً کلام خدا را خوانده، انجیل، یعنی بنیاد ایمان خود را بشناسیم و

در دعا از خدا راهنمایی بطلبیم. اگر به روح القدس اجازه دهیم در ما کار کند، می توانیم تشخیص دهیم چه چیزی درست است و چه چیزی غلط.

پاسخ ما نسبت به فرقه های منحرف اطرافمان باید همراه با احترام و محبت باشد. باید برای آن ها دعا کرد زیرا روح القدس قادر به تبدیل دلها است.

 

- برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر در رابطه با بدعت ها و فرقه های   منحرف به متن درسی این برنامه توجه کنید.

 

مواد مخدر و اعتیاد

 

1- چرا مردم به مواد مخدر رو می آورند؟ و آیا مواد مخدر درمان درد انسان ها است؟

از آنجایی که مواد مخدر باعث می شود که شخص برای مدت زمانی کوتاه و موقتی مشکلات خود را فراموش کند، بسیاری از مردم برای رفع مشکلات خود از قبیل مشکلات مالی، روابط وغیره به آن پناه می برند. این مواد درعین حال که جذاب و آرام بخش هستند ، به همان اندازه مانند یک تونلی هستند که به طرف تاریکی رفته و هر دفعه تاریکی آن عمیق و عمیقتر می شود. در نهایت، بیرون آمدن از آن تونل خیلی دشوار می گردد.

پس مواد مخدر هرگز نمی تواند درمان دردهای انسان ها باشد بلکه خود باعث بدترین بیماری هاست. ( به آمار موجود در متن درس توجه کنید)

 

2- آیا این طرز فکر صحیح است که برخی بر این باورند که اگر شخصی در زندگی خدا را دارد، دیگر احتیاج نیست  که ازهیچ مواد یا دارویی بترسد.  پس این شخص می تواند در هر نوع پارتی یا جلسه ای شرکت کند و حتی به جمع معتادان نیز ملحق شود، بدون اینکه جذب آن مواد شود؟

خیر این طرز فکر درستی نیست. چون بله ممکن است جذب آن مواد مخدر نشویم، اما دیگر ارزش آن را ندارد که زندگی روحانی که با خدا داریم را به خطر بیاندازیم و خدا را تجربه کنیم.

 

3- چرا اعتیاد عملی است خلاف اراده و خواست خدا؟

چون استفاده کردن از مواد  مخدر یا داروها، عملی است که شخص برای پاسخ به نیازهای جسمی خود انجام می دهد. به گفتۀ دیگر باید احساساتمان را کنترل کنیم، قبل از این که آنها ما را کنترل کنند. پطرس با اقتدار به خوانندگان خود می گوید که تسلیم شهوات بدنی نگردند.

"ای عزیزان، از شما كه در این دنیا غریب و بیگانه هستید، تقاضا می ‌کنم، تسلیم شهوات نفسانی كه همیشه با روح ما در جنگ است، نشوید؛  بلكه چنان در میان مردم خداناشناس با راستی و درستی زندگی كنید که اگرچه در حال حاضر شما را متّهم به بدكاری می‌کنند، با دیدن کارهای نیک شما، خدا را در روز باز پسین تمجید نمایند." ( اول پطرس 2 : 11 – 12)

 

4- چرا باید از مواد مخدر و مشروبات الکلی دوری کنیم؟   

الف- زیرا ما فرزندان محبوب خداوند هستیم.

ب- زیرا ما در این دنیا بیگانه هستیم.

ج- زیرا ما مانند سربازان در جنگ هستیم.

د- زیرا ما خوانده شده ایم تا شاهدی برای دنیای گم شدۀ اطرافمان باشیم.

 

5- چرا ما محبوب خداوند هستیم؟

ما به خاطر ایمانی که به مسیح عیسی داریم، محبوب خداوند هستیم.

( افسسیان 1: 6) . اطاعت ما نباید از روی وظیفه باشد، بلکه به خاطر محبتی که نسبت به خدای پدر داریم. مسیح برای گناهان ما بر روی صلیب مرد تا ما حیات جاودانی داشته باشیم.

 

6- چرا ما در این دنیا بیگانه هستیم؟

کلام خداوند می گوید که مسیحیان به این دنیا تعلق ندارند، پس نباید شبیه این دنیا شوند، چون این دنیا پر از گناه است.  او ما را غریب و بیگانه می نامد، زیرا این دنیا خانۀ ما نیست، بلکه وطن ما در آسمان است. پس نباید همشکل این جهان شویم بلکه خود را از گناهان این دنیا دور کنیم.

بنابراین اگر دوستهای بی ایمانتان شما را کم ظرفیت یا نا بالغ بخوانند، باید خوشحال باشید و شادی کنید. چون زندگی شما بنا بر معیارهای این دنیا نیست بلکه بنا بر معیار خدا است.

 

7- ما چگونه سربازانی می باشیم؟ آیا جنگ ما با انسان ها است؟

جنگ واقعی ما با مردم دور و اطرافمان نیست، بلکه با نفسمان می باشد،

 با شهوات جسمانیمان که بر علیه جان ما می جنگند. واژه "جنگ" به معنی لشکرکشی نظامی است، نه یک نبرد یا مبارزه سطحی. این جنگ همیشگی است و ما باید همیشه هوشیار و آماده باشیم. 

نبرد بین کارهای جسم و میوه های روح القدس چیزی است که همواره در زندگی فرد مسیحی وجود دارد. اعمال جسم و میوه های روح القدس هرگز نمی توانند در کنار هم در یک جا قرار بگیرند.

 

8- چرا ما خوانده شده ایم تا شاهدی برای دنیای اطرافمان باشیم؟

دنیا، ما مسیحیان را با ذره بین نگاه می کند. پس باید رفتار و کردارمان خدا را جلال دهد. ما خودمان باید تصمیم بگیریم.

یا باید  تسلیم شهوات بدن شده، شرمساری و رنجش جان به بار آوریم که این کار باعث می شود خدا را شرمسار کنیم. یا این که از شهوات، مشروبات الکلی و از هر نوع مواد مخدر دیگری دوری کرده و از زندگی، کامل، شاد و پسندیدۀ خدا لذت ببریم.

 

9- آیا راه حلی برای آزادی از اسارت اعتیاد وجود دارد؟

بله. تنها را حل و جواب این مشکل عیسی مسیح است.

اگر زندگی خودمان را با اعتماد کامل به مسیح بسپاریم، او ما را از

اسارت هایمان آزاد می کند. او می تواند به شما قوت بخشد، تا نه فقط از اعتیاد خلاص شوید بلکه از محبت او پرشده، حتی باعث نجات دیگران شوید. وقتی که روح خدا در شما ساکن می گردد، چشمان روحانی شما باز می شود تا ظلمت گناه، مواد مخدر ومشروبات الکلی را ببینید. اوامیال و خواسته های شما را تغییر می دهد.

 

10- در کنار اعتماد و سرسپردگی کامل به خداوند راه های عملی دیگری نیز هستند که در این راه کمک می کنند. آن راه ها چه هستند؟

- باید از دوستان دنیوی خود دوری کرده، به بدن مسیح یعنی کلیسا و ایمانداران بپیوندید. 

- خود را جوابگو به یک دوست مسیحی؛ رهبر و یا شبان کلیسا بدانید.

- هر روز کلام خدا را مطالعه کرده و به جای فکر کردن به ضعف ها، به پیشرفت خود بیاندیشید.

- هر روز سعی کنید زندگی پاکی داشته باشید.

 

 

ازدواج

 

1-  آیا ازدواج چیزی است که از قبل خداوند آن را برنامه ریزی کرده بود یا در نتیجۀ پشرفت تمدن و فرهنگ، خود به خود به وجود آمده است؟

کلام خداوند توضیح می دهد که ازدواج درطرح و برنامه خداوند بوده و او آن را برای ما انسان ها ترتیب داده است. ازدواج عهدی است بین زن و شوهر، در حضور خداوند و مسلما زوجها و همچنین اطرافیان، باید به آن احترام بگذارند. ( متی 19 : 4 – 6 )

 

2- ازدواج در مسیحیت چگونه است؟

در مسیحیت ازدواج عهدی است بین زن و شوهرکه در حضور خداوند باید انجام شود. فقط در ازدواج است که طرفین می توانند رابطۀ صمیمی و غیر قابل وصفی را تجربه کنند. درازدواج است که طرفین، می توانند خیلی بهتر در مقابل وسوسه ها و هم چنین خواهش های جسمانی و نفسانی خود بایستند و بر آنها غلبه کنند. ازدواج طرحی است که خداوند در جهت موفقیت ما، به وجود آورده است.

 

3- خداوند در کتاب مقدس چگونه برای مرد همدمی به وجود آورد؟

"خداوند فرمود: «خوب ‌نیست ‌كه‌ آدم‌ تنها زندگی كند. بهتر است ‌یک ‌همدم مناسب‌ برای او بسازم ‌تا او را كمک ‌كند.» پس ‌خداوند، تمام‌ حیوانات‌ و پرندگان‌ را از خاک ‌زمین‌ ساخت ‌و نزد آدم‌ آورد تا ببیند آدم‌ چه ‌نامی بر آنها خواهد گذاشت‌ و هر نامی كه آدم‌ بر آنها گذاشت، همان‌ نام‌ آنها شد. بنابراین ‌آدم‌ تمام ‌پرندگان ‌و حیوانات ‌را نامگذاری كرد، ولی هیچ ‌یک ‌از آنها همدم ‌مناسبی برای آدم‌ نبود كه‌ بتواند او را كمک‌ كند.
 پس ‌خداوند، آدم ‌را به ‌خواب ‌عمیقی فرو برد و وقتی او در خواب‌ بود یكی از دنده‌هایش‌ را برداشت ‌و جای آن‌ را به ‌هم‌ پیوست‌. سپس ‌از آن‌ دنده ‌زن ‌را ساخت ‌و او را نزد آدم‌ آورد.  آدم‌ گفت‌: «این ‌مانند خود من ‌است‌.استخوانی از استخوانهایم‌ و قسمتی از بدنم‌. نام ‌او نسا است‌، زیرا از انسان ‌گرفته‌ شد.»

به ‌همین ‌دلیل‌ مرد، پدر و مادر خود را ترک‌ می ‌كند و با زن‌ خود زندگی می‌كند و هر دو یک‌ تن‌ می‌شوند. آدم ‌و زنش ‌هر ‌دو برهنه‌ بودند و این‌ را شرم ‌آور نمی‌دانستند."

 

4- آیا در ازدواج خداوند حضور دارد و به او نیز متعهد هستیم؟

 بله. ازدواج  عهدی  است  که در حضور خدا بسته می شود.

در ازدواج نه فقط به همسر خود، بلکه  نسبت به خداوند نیز متعهد می شویم.

 

5- خصوصیات ازدواج از دیدگاه  مسیحیت چیست؟

 از دیدگاه مسیحیت ازدواج طرح و نقشۀ خداوند است و عهدی است که در حضور خداوند بسته شده و همیشگی است. ازدواج شخص را با یک شریک زندگی همراه می کند،  قابل احترام است و همه باید آن را محترم بشمارند.

ازدواج جلوی وسوسه و  بی عفتی را می گیرد و نیز طرحی است که

خدواند در جهت موفقیت ما به وجود آورده است.

 

6-  چه چیزی باعث رشد ازدواج می شود؟

تعهد و وقف مشترک زوج ها باعث رشد ازدواج می شود و این تعهد احترام و درک را به بار می آورد. بعضی از دخترها و پسرها سال ها با هم زندگی می کنند، ولی همچنان نسبت به خدا و یکدیگر هیچ تعهدی ندارند. این مانند رابطه ای است که بر روی ماسه بنا شده باشد.  چرا که یکی از این طرفین هر وقت دلش بخواهد و احساس کند که علاقه اش نسبت به طرف مقابل کم شده، می تواند از این رابطه خارج شود. رابطۀ زن و شوهررابطه ای است که باید تا موقع مرگ، در عهد وپیمانی که با خداوند و با همدیگر بسته اند، وفادار بمانند.

 

7- چه کنیم تا ازدواج ما پایدار بماند؟

ازدواج خود را بر ستون های محکم ایمان و توکل بر خداوند بنا کنید تا همیشه پا بر جا بماند و مسیح را در مرکز ازدواج خود قرار دهید. شخص مقابل را با تمام وجود دوست داشته باشید. با همسر خود وقت زیاد بگذرانید وبا هم درباره مسائل روزمره زندگی صحبت کنید.

با روح و قوت خدا، بخشش، محبت و آرامش را در زندگی خود بیاورید.
 

اثر موسیقی

 

1- چرا موسیقی در زندگی بسیار مهم است؟

زیرا موسیقی، زبان قلب ما است و با احساسات ما صحبت کرده، به ما انرژی می دهد. دانشمندان با تحقیقات خود ثابت کرده اند که موسیقی تاثیر زیادی بر احساسات و رفتار انسان می گذارد. همچنین تاثیر زیادی بر مغز و قسمتهای مختلف بدن انسان دارد. استرس را کاهش داده، افسردگی را کم

می کند. موسیقی به خاطر تاثیر عمیقی که بر روح انسان می گذارد، بسیار مهم است. موسیقی مانند دارویی بسیار قوی است که می تواند باعث مسموم کردن روح انسان، یا شفای او شود. پس بستگی دارد که ما چگونه از موسیقی استفاده می کنیم و به چه نوع موسیقی گوش می دهیم.

 

2- آیا کلمات موسیقی نیز مهم و تاثیرگذار هستند؟

 بله. کلمات موسیقی می توانند تاثیر مستقیمی بر شنونده بگذارند. تاریخ دان بزرگی اعتقاد داشت که موسیقی یک جامعه می تواند باعث خراب کردن آن جامعه شود، زیرا با موسیقی می توان پیغام خواننده را به شنوندگان رساند. خوانندگان زیادی هستند که از موسیقی به طور نادرست استفاده می کنند و طرفداران زیادی نیز دارند که می خواهند شبیه آن ها شوند. پس ما باید مواظب باشیم که به چه نوع موسیقی گوش می دهیم، زیرا موسیقی بر بدن، روح و شخصیت ما تاثیر مستقیم می گذارد.

 

3- آیا کلام خدا درباره موسیقی صحبت کرده است؟

بله. از موسیقی در کتاب مقدس بسیار یاد شده است. از زمان خلقت فرشتگان با استعدادهای موسیقی و سرائیدن در آفرینش زمین، تا سرود بره خدا، نمونه های  قدرت موسیقی دیده می شود. در داستان داود پادشاه دیده می شود، زمانیکه داود پادشاه توسط خداوند انتخاب شد، شائول پادشاهی می کرد. روح خدا از شائول دور شد و او توسط روح شریرتجربه شد. در چنین شرایطی، داود که از روح خدا پر بود، برای او چنگ می نواخت تا روح شریر از شائول دور شود.

 

4- چه کسی موسیقی را آفرید؟ هدف از آفرینش آن چیست؟

خداوند موسیقی را آفرید تا با آن، او را بپرستیم، زیرا تنها او شایسته پرستش است. پرستش ما خشک و جدی نیست، بلکه واکنش طبیعی ما ، شناخت ، تجربه و بیان احساسات ما نسبت به خدا است.در کلام خدا بارها درباره پرستش خداوند گفته شده است. وقتی که ما با سرودهای خود، به حضور خداوند می آییم و او را می پرستیم، آن موقع می توانیم بهتر و صمیمانه تر با او راز و نیاز کنیم.

 

              

  تلویزیون، فیلم، سینما                                                         

 

1- چرا فیلم و تلویزیون در زندگی انسان ها بسیار مهم هستند؟

چون فیلم و تلویزیون تاثیر مستقیمی بر زندگی ما دارد. امروزه،  دنیای تبلیغات ما را به این باور رسانده است که ما لیاقت چیزهای بهتر، گران تر و بزرگتر را داریم، و حتی از این طریق توانسته است ما را به خرید اجناسی که احتیاج نداریم ، وادار کند. تلویزیون  پیغام خود را از طریق گوش ها و چشم های ما  به ذهن هایمان می فرستد و اگر  از تعادل خارج شود و یا به دیدن فیلم های مستهجن بیانجامد، می تواند بهترین راه برای ورود وسوسه های شیطان باشد.

 

2- چه کنیم تا تلویزیون بر ما اثر بدی نداشته باشد؟

باید مواظب باشیم که وقتمان را ساعت ها جلوی تلویزیون تلف نکنیم. ممکن است بعضی از ما بر حسب عادت، و یا برای فراموش کردن

تشویش های روزانه، ساعت ها جلوی تلویزیون وقت صرف می کنیم. ولی تماشای برنامه های تلویزیونی هیچ موقع نگرانی های ما را کاهش نمی دهد، و حتی ممکن است آرام آرام به بت تبدیل شود و جای عیسی را در زندگی  ما بگیرد. تنها عیسی مسیح می تواند بار نگرانی های ما را بر دوش خود گیرد و آرامش خود را به ما بدهد. 

همیشه به خاطر داشته باشیم که عیسی کنار ماست، پس مواظب باشیم که چه برنامه هایی تماشا می کنیم.

 

 

 

                  غلبه بر اسارتها و اعتیادهای زندگی

                                                        

 

1- چرا ما جوانان اسیر عادت ها و اسارت های بد زندگی می شوند؟

 بعضی اوقات فشارهای زندگی،  کاری یا اجتماعی و یا حتی فشارهای خانوادگی باعث می شوند که ما به  نوعی  بخواهیم تخلیه و آزاد شویم . برای همین به چیز هایی رو می آوریم که به ما آن احساس آزادی را بدهند.  متاسفانه ما جوانان این کار ها را در خفا انجام می دهیم  تا در نهایت اسیر  آنها می شویم.

 

2- از نظر کلام خدا « اسارت » به چه معنی است؟

کلام خدا صراحتاٌ می فرماید: هر چه که زندگی مارا تحت کنترل خود درآورد و ما به آن تسلط  نداشته باشیم، اسارت است و ما برده  و اسیر آن هستیم. برخی عادت های بد و اسارت ها ممکن است در ابتدا به صورت سرگرمی آغاز شوند،  اما همین سرگرمی ها با گذشت زمان  به اسارت تبدیل می گردند.

 

3- آیا یک فرد مسیحی اجازه دارد هر کاری که می خواهد انجام دهد؟

کلام خداوند این سوال را به زیبایی جواب داده است:

« همه چیز برای من جایز است لکن هر چیز مفید نیست. همه چیز برای من

رواست، لیکن نمی گذارم که چیزی بر من تسلط یابد. » اول قرنتیان 6 : 12 

پس باید قبل از انجام هر کاری به این فکر کنیم که آیا انجام دادن آن کار مفید است و باعث جلال خدا می شود یا نه؟ و همچنین نباید بگذاریم چیزی بر ما تسلط بیابد و ما را اسیر خود کند.

 

 4- اولین قدم آزادی از اسارت ها چیست؟

اولین قدم این است که ما خود بخواهیم از آن اسارت آزاد شویم. بنابراین اگر بخواهیم، خدا به ما قدرت می دهد تا از انجام رفتارهای گناه آلود اجتناب کنیم و بر عادتهای بد و اسارت های زندگی غلبه یابیم. زیرا ما هستیم که باید تصمیم بگیریم که از آن اسارت ها آزاد شویم و خداوند که از قلب ما آگاه است به ما یاری و کمک خواهد کرد.

 

5- سه راه اصلی غلبه بر عادت های بد و اسارت ها از دیدگاه کتاب مقدس چه ها هستند؟

1- از اعمال گناه آلود دور بمانیم.

2- ریاضت و پرهیزکاری را تمرین کنید.

3- به روح زیست کنیم.

 

 

                                    پرستش                                                                                                                                                                    

1- چرا باید خدا را بپرستیم؟  

چون کلام خداوند می گوید که ما خوانده شده ایم تا او را بپرستیم. تمام زمین، بیان کننده این است که تمام خلقت باید او را بپرستند. پس باید او را با شادمانی و قلبی شکرگذار پرستش کنیم.

 

2- چگونه می توانیم خدا را بپرستیم؟   

باید خداوند را به تمامی دل عبادت کنیم. پرستش حقیقی از درون قلب جاری می شود، قلبی که به خاطر صلیب عیسی مسیح و حضور خدا پراز شادی است. او را به خاطر محبت بی نظیر، نجات و رحمت وصف ناپذیرش بپرستیم.

برای بهتر جلال دادن خدا، به یاد داشته باشید که اوست که شما را آفریده، شما قوم او هستید که از طریق پسرش فدیه داده شده اید و او همیشه نیکو و وفادار است.

 

قمار

                                                                                                                                                     

1- نظر کتاب مقدس درباره  قمار چیست؟  

کلام خداوند در برابر قمار می ایستد. طبق کلام خدا این ما هستیم که باید به فقیران کمک کنیم. کار کردن در کلام خدا موضوع بسیار مهمی است. تا جایی که حتی خداوند می گوید "... هرکس که نمی‌خواهد كار كند، حقّ غذا خوردن هم ندارد." (2 تساولنیکیان 3 : 10 )

تلاش و کوشش تنها راهی است که با آن می توانیم نتیجه زحمات خود را ببینیم، نه آنکه زندگی خود را با به دست آوردن پول مفت شرط بندی، جلو ببریم. کار کردن و زحمت کشیدن کاملاً  در تضاد با قمار و شرط بندی است.

منشأ تمام این ها شیطان، پدر دورغ گویان است ( پیدایش 2 : 15 ).

 

2- ریشه قمار در چیست؟

. قمار دقیقاً  در طمع ریشه دارد چون شخص بدون پرداخت پول یا انجام کاری، صاحب اموال دیگری می شود. « ده فرمان » هم  ما مسیحیان را از چشم انداختن به اموال دیگران، یعنی در مورد طمع، هشدار می دهد.

 

3- آیا شخص یک دفعه قمارباز می شود؟

هیچ کس در زندگی یک دفعه قمار باز نمی شود، بلکه کم کم بازی می کند تا  اینکه اسیر قمار می گردد. این زیر بنائی است برای فساد های اخلاقی  که بعدها اتقاق می افتد. آنهایی که اسیر قمار بازی هستند، بعد از باختن به هر نوع  اعتیاد به مواد مخدر، مشروبات الکلی و روابط جنسی رو می آورند. مخصوصاً در شهرلاس وگاس که پر از چنین پیشنهادها است. مسیحیان باید از چنین محیط هایی به دور باشند. چنان که در اول تسالونیکیان 5 : 22

می خوانیم:   "از هر نوع بدی دوری كنید".

 

4- چرا قمار با این آیه " همسایه خود محبت نما " مغایرت دارد؟

 در قمار بازی یک شخص فقط به فکر خودش است، همیشه یک طرف خوش حال است، چون پول مفت به جیب می گذارد، در حالی که طرف مقابل در غم و اندوه پول از دست رفته اش است.  ولی عیسی مسیح

نمی خواهد که ما برای همسایه مان باعث  درد و عذاب شویم. پس قمار و شرط بندی کاملا مخالف با این گفته مسیح است.

 

5-  بهترین راه آزادی از اسارت قمار چیست؟

اعتماد ما بر خداوند مان عیسی مسیح باشد. چون خداوند برکت دهندۀ ما است و او وعده داده است که مانند پدراز ما مراقبت خواهد کرد پس او احتیاجات ما را مهیا خواهد کرد. اگر واقعاً می خواهیم از این اسارت آزاد شویم، بدانیم که عیسی مسیح حاضر است به ما کمک کند. پس دعا کنیم و از او بخواهیم تا ما را برکت دهد.

 

                                پول وثروت

 

1-  چگونه پول می تواند موجب نابودی روابط و سقوط انسان گردد؟

وقتی  پول جای اول را در زندگی ما بگیرد ، باعث می شود که  بیشتر وقتمان را برای به دست آوردن آن صرف کنیم، و در نتیچه پول مرکز زندگی ما می شود  وما نیز بنده آن  شده، خدا را فراموش می کنیم .در حالی که باید تنها خداوند عیسی را بندگی کنیم. پس باید از کلام خدا اطاعت کرده، مواظب باشیم تا هیچ چیز جای خدا را در زندگی ما نگیرد.

 

2-  آیا می توانیم خلأ موجود در زندگی مان را با پول پر کنیم؟

خیر، هرگز. ما نمی توانیم خوشبختی را با پول بخریم. اگر خدا را در زندگی خود نداشته باشیم هرگز نمی توانیم خلاء موجود در زندگی مان را با چیز دیگری پر کنیم.

 

3- چرا باید در شرایط سخت مالی نیز به خدا اعتماد کنیم؟

اعتماد کردن در شرایط سخت مالی راحت نیست، اما عیسی مسیح می خواهد برکاتی را  که در طول زندگی به ما داده است بشناسیم و برای آنها شکرگزار باشیم. وقتی با روح شکرگزار به خداوند نزدیک شویم، او نیز ما را برکت خواهد داد.

 

4-  چرا باید در برابر برکاتی که خداوند به ما داده است مسئول باشیم؟

خداوند می خواهد در برابر آن برکاتی که در زندگی به ما داده، خود را مسئول احساس کرده، سخاوتمند باشیم. اگر در چیزهای کوچکی که خدا به ما داده است امین باشیم، خدا نیز از ما در خدمت های بزرگ تر استفاده خواهد کرد.

امروز خداوند نه فقط قسمتی از استعداد های ما ، بلکه تمام زندگی و تمام قلب ما را می خواهد.

 با پول و قدرت زیاد، مسئولیت انسان نیز زیاد می شود. هرچه بیشتر به شما داده شود، بیشتر هم از شما انتظار خواهد رفت. هر قدر که خدا شما را برکت داده به همان اندازه  با شکر گزاری ان را برای خدمت خداوند  به کار ببرید. خداوند می خواهد با میل خود و با قلبی شکرگزار به او هدیه دهیم. هرچه برای یکی از کوچکترین پیروان مسیح کنیم، در واقع برای مسیح می کنیم.

 

 

                                   شناخت هویت خود

 

1-  اولین قدم شناخت هویت خودمان چیست؟

برای شناخت هویت و هدف خود، ( ما که مخلوق هستیم ) اول باید خالق خود را بشناسیم.  گرچه خدا خود را حتی در کوه ها می تواند آشکار سازد، ولی امروز ما کلام  او را در دست خود داریم که منبع کلیدی برای شناخت خدا می باشد.  شناخت خدا یعنی داشتن دانش در مورد خدای حقیقی و مشارکت  با او.

 

2-  اطاعت در شناخت هویت خود چه تاثیری دارد؟

برای شناخت خودمان لازم است از فرمان خداوند و کلام او اطاعت کنیم. خداوند خواستار رابطۀ یک طرفه نیست، بلکه ما را فرزندان خود خوانده و خواستار رابطۀ دو طرفه می باشد. ما باید تلاش کنیم تا زندگی مان شبیه مسیح باشد و در زندگی مان تنها او را جلال دهیم.

 

3-  هدف شیطان برای زندگی انسان چیست؟

شیطان سعی می کند تا ما معنی و هدف زندگی خود را گم کنیم. او می خواهد ما  هدف زندگی را فقط در تصمیمات ودارایهای خود ببینیم. البته او در این مورد موفق بوده و خیلی ها فریب او را خورده اند. چون زندگی بیشتر مردم خلاصه شده به داشتن بهترین ماشین، خرید تلویزیون صفحه بزرگ، فارق التحصیلی از دانشگاه های معتبر، انجام کمی کارهای خیریه، و ...

 

4- چطور می توانیم هویت خود را در زندگی پیدا کنیم؟

وقتی توبه می کنیم، خداوند ما را به عنوان فرزندان خود می پذیرد. فرزند

خدا بودن به این معنا است که او زندگی ما را رهبری می کند . برای اینکه

فرزند خدا شویم لازم است مسیح را به عنوان نجات دهنده خود بپذیریم.

همان طور که یک فرزند در خانواده خود امتیازها و منافعی دارد، همچنین ما نیز به عنوان فرزندان خدا مسئولیت هایی داریم.

خداوند نمی خواهد که ما این امتیاز بزرگ فرزند خواندگی را که در او داریم، فقظ برای خود نگاه داریم، بلکه دیگران را هم به این خانواده دعوت کنیم، و پیام انجیل را از طریق بشارت به اطرافیان و به اقصای جهان برسانیم.

 

5- هویت ایمانداران به مسیح چیست؟

اگر توبه کرده ایم، پس فرزندان خدا هستیم و گذرنامه ورود به آسمان را داریم تا در پادشاهی خدا که پدر ما است، شادی نماییم. پس باید همان طور که با پدر خود صحبت می کنیم، با پدر آسمان خود نیز حرف بزنیم و از این طریق با او رابطه خواهیم داشت و پدرآسمانی بودن او را درک خواهیم کرد.

 

                                                افسردگی

 

1- آیا تنها انسان های معمولی گرفتار افسردگی می شوند؟

خیر. جالب این جاست که حتی بعضی از شخصیتهای برجسته  کتاب مقدس درطول زند گی خود، از چنین تجربه هایی عبور کردند. ایلیای نبی حتی از خدا خواست تا زندگی اش را بگیرد.  او که کارهای بزرگ خداوند را دیده و پیروزیهای زیادی بدست آورده  بود، از تهدید ایزابل، فرار کرده ،از ترسش خواستار مرگ شد. او از لحاظ  فکری، جسمی، احساسی و روحی خسته شده بود.

 

2- علایم افسردگی چیست؟

علایم افسردگی به طور کلی احساس نا امیدی، یاس، غم، حزن و اندوه است و شخص افسرده معمولا علاقه به هیچ کاری ندارد. تغییر در اشتها،  تفریحات، روابط جنسی بین زن و شوهر، فعالیت های روزانه و حتی خواب. گم کردن دیدگاه و هدف زندگی، از دست دادن اعتماد به نفس و احساس نالایق بودن، فرار از جامعه و مشکلات زندگی، ناتوانی در کنترل احساست، عذاب وجدان، از دست دادن استقلال خود و وابستگی به دیگران و ...

 

3-  آیا شخصی که در افسردگی به سر می برد، به این دلیل است که گناهکار است؟

 یقینا خیر! خود افسردگی گناه نیست، ولی در عین حال می تواند ریشه درگناه داشته باشد. افسردگی در زندگی جسمانی و روحانی مثل چراغ خطری می ماند که وقتی عمل می کند، باید لحظه ای توقف کرده و دوباره زندگی خود را ارزیابی کرده، ببینیم کجای کار اشکال دارد تا بتوانیم به نحو درستی برای آن راه حلی پیدا کنیم.

 

4- دلایل افسردگی چیست؟

دوری از خداوند در زندگی، قطع رابطه با دوستان نزدیک و همچنین برخی

عوامل فیزیکی می توانند باعث افسردگی شوند.

 

5-  عوامل فیزیکی چگونه می توانند باعث افسردگی شوند؟

برخی عوامل فیزیکی مانند آلرژی نسبت به بعضی قرصها، اختلال در سیستم شیمیایی بدن، کم کاری یا پرکاری تیروئید و یا نا منظم بودن هورمون ها، کمبود خواب، کم خوری، کمبود استراحت یا ورزش بدنی می توان باعث افسردگی شود. 

 

6-  راه حل های بارز برای رهایی از افسردگی چه ها هستند؟

الف) استراحت کرده، رفع خستگی کنید.

ب) احساسات خود را با دوستان صمیمی خود در میان بگذارید.

ج) عضو یک کلیسا و یا گروه خانگی شوید، نداشتن فعالیتهای روحانی، مشارکت در زندگی ما خلاء ایجاد می کند و به افسردگی راه می دهد.

د) خود محور نباشیم، به دیگران هم اهمیت بدهیم.

ه) افکا رتان را کنترل کرده فکرهای منفی  را از خود دور کنید.، و  در هر شرایط مثبت اندیش باشید.  و برکاتهای خودرا فراموش نکنید.

و) رازگاهان، خواندن کلام خدا و دعا از کلید های مهم برای آزادی از افسردگی هستند.

ی) نگاهمان به آسمان باشد و اعتمادمان  بر عیسی مسیح نجات دهنده باشد، چون که با او همه چیز امکان پذیر است.

 

                       نگرش ما نسبت به مرگ

1- به عنوان یک ایمانداربه مسیح، با چه دیدگاهی باید به مرگ نگاه کنیم؟
نگاه ما باید با دیدگاهی که کلام خدا می فرماید یکی باشد.

2- از دیدگاه کتاب مقدس مرگ چگونه است؟
از دیدکاه کلام خدا موت مقدسان در نظر خداوند گرانبهاست. از دیدگاه خدا، مرگ یعنی کنده شدن از دنیای گناه آلود و شریر و رسیدن فرزندان او به منزل و خانۀ آسمانی، جایی که پدر منتظر آنها است. آسمان، جایی که تا ابد خوشی، سلامتی و آرامش هست.

3- آیا مرگ پایان زندگی است؟
خیر، پولس مرگ را مهاجرت می داند. او مرگ را به یک کشتی تشبیه
می کند که شخص را به مقصد یعنی آسمان می رساند. برای یک ایماندار بستن چشمها در این دنیا، یعنی باز کردن آنها در حضور خداوند.

4- آیا مرگ به معنی از دست دادن همه چیز است؟
خیر، مرگ یعنی یک نوع باز یافتن و بدست آوردن، نه از دست دادن و پایان. پون شخص ایماندار پس از مرگ به حضور خدا می رود و این سود و منفعتی بسیار عالی است، چون تا ابد در منزل خدا با مسیح خواهد بود.

5- چرا باید به مرگ با دیدگاه مثبت نگاه کنیم؟
آنانی که در مسیح ( ایمانداران به عیسی مسیح ) می میرند، یعنی در عیسی می خوابند. زیرا
برای یک ایماندار امین و وفادار به مسیح، تمامی این حقایق کافی است تا متقاعد شود که نباید از مرگ ترسید و یا آن را انکار کرد، بلکه می توان با دیدی مثبت به آن نگاه کرد و حتی منتظرش بود، چون تمامی برکات بعد از مرگ، مانند حیات جاودان که خداوند مهیا کرده است، نصیب ما خواهد شد.

 6-حال که می دانیم زندگی ما در اینجا به پایان نمی رسد و مرگ ما فقط جسمانی است، چطور تلاش کنیم؟
بگذاریم که این واقعیت، یعنی مرگ جسمانی، ما را بیشتر به دادن بشارت تشویق کرده، بر انگیزد تا با غیرت در دعا به خدا نزدیکتر شده و همیشه با او راه رویم. دعا کنیم تا خدا محبت ما را نسبت به یکدیگر بیشتر سازد زیرا ماندن ما در این دنیا کوتاه است.
    

 

 

 

برای مطالعه بیشتر درسهای PDF  را دانلود کنید

 

 

 

 

 

 

LINKS:
www.Baham.tv